طیف وسیع بنگاههای کوچک و متوسط

از مشخصه های بنگاههای کوچک و متوسط این است که محرک اصلی تحقق کارآفرینی هستند، کارکنانشان از انگیزه بالایی برخوردارند و فعالیتها و ابتکار عمل افراد در این بنگاهها سریعاً به نتیجه می رسد.
بنگاههای کوچک و متوسط سهم بسزایی در تبدیل اقتصاد به اقتصادی رقابتی، پویا، مبتنی بر دانش و نیز توانایی رشد مداوم، ایجاد شغل و تحکیم انسجام اجتماعی دارند.

اقتصادهای پیشرفته و در حال توسعه هردو شاهد فرایند تغییرات ساختاری هستند که طی آن نقش اقتصادی و اجتماعی بنگاههای کوچک و متوسط متحول شده و این دسته از شرکتها با چالشهای جدیدی در زمینه توسعه و رشد خود مواجهند.

در آلمان اتاق بازرگانی و صنعت متقبل ارائه آموزشهای مهارتی به بنگاههای کوچک و متوسط می شود. اما در کنار این نهادها بسیاری از شرکتهای مشاوره ای نیز فعالیت می کنند.

عمده ترین دلایل تاسیس بنگاههای کوچک و متوسط عبارتند از؛ امکانات توسعه فردی، استقلال، خصوصی سازی مجتمع های صنعتی بزرگ و نیاز آنها به افزایش بهره وری.

موفقیت شرکتهای کوچک و متوسط به این بستگی دارد که بتوانند خلاء های موجود در بازار را پر کنند، مشتری گرا باشند، به مدیریت کیفی اهمیت دهند، سازماندهی کاری مناسب داشته باشند، نیروی کار ماهر به کار گیرند و حضور اینترنتی داشته باشند.

اهمیت تاثیر بنگاههای کوچک و متوسط در توسعه صنعتی اقتصادی بویژه صادرات یک کشور بر هیچ کس پوشیده نیست تا آنجا که چنین بنگاههایی را عامل کلیدی برای رشد کارآفرینی، انتقال فناوریها، افزایش نوآوری و توسعه اشتغال در صنایع کشورهای در حال توسعه می دانند.

در همین راستا ودر روند مجموعه فعالیتهای آموزشی و ترویجی که سازمان مدیریت صنعتی در زمینه مسایل کارآفرینی و شناساندن اهمیت گسترش و تقویت بنگاههای کوچک و متوسط در دستور کار خود قرار داده است، سمیناری باعنوان »نقش و اهمیت بنگاههای کوچک و متوسط« در محل این سازمان و باهمکاری تنی چند از استــادان دانشگاههای آلمان برگزار شد. صــــــرف نظر از سخنان مراسم افتتاحیه که به ترتیب از سوی آقای مهندس فلاح مدیرعامل سازمان و سفیر محترم آلمان در ایران ، ارائه شد، سخنرانان از زوایای گوناگون بنگاههای کوچک و متوسط را مورد بررسی و بحث قرار دادند. آثار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و شخصی این بنگاهها، اهمیت داشتن تعریفی متعارف از این بنگاهها، ضرورت حمایت از آنها، راهها و زمینه های حمایت این بنگاهها، و نقش آنها در اقتصاد کلان از جمله موضوعاتی بود که در این سمینار مطرح شد. در این راستا، اقتصاد برخی کشورهای اروپایی بویژه آلمان از زاویه بنگاههای کوچک و متوسط بیان گردید. آنچه در زیر می آید، خلاصه ای است از مطالبـــی که سخنرانان یک به یک گفته اند.

آقای فلاح در بخش افتتاحیه این همایش بااشاره به این مطلب که موضوع بنگاههای کوچک و متوسط مدت ده سال است در زمره فعالیتهای سازمان مدیریت صنعتی قرار دارد، براین نکته تاکید کردند که سابقه نظری این امر به تحقیقات »شومپیتر« باز می گردد.

وی افزود، شومپیتر و سایر متفکران مسایل مدیریتی و اقتصادی چون »دراکر، ویلکن و گریو«، این تفکر را در دوران معاصر بسط و توسعه دادند که نقش کارآفرینان و بنگاههای کوچک و متوسط به مثابه موتور توسعه اقتصادی جوامع تلقی می شود.

مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی در بخشی از سخنان خود مشخصات بنگاههای کوچک و متوسط را این گونه برشمرد:

- در مقابل تغییرات بازار و محیط انعــــــطاف پذیرند.

- فعالیتها و ابتکار عمل افراد در این بنگاهها سریعاً به نتیجه می رسد.

- کارکنان این شرکتها از انگیزه بالایی برخوردارند.

- سرمایه اولیه مورد نیاز این بنگاهها محدود است.

- کارایی سرمایه در این بنگاهها بالاست و

- این شرکتها محرک اصلی تحقق کارآفرینی هستند.

سخنران در پایان سخنان خود تاکید کرد سازمان مدیریت صنعتی باتوجه به اهمیت و نقش بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصاد و توسعه صادرات، در نظر دارد در نشر فرهنگ و مهارتهای کارآفرینی و نیز توسعه دانش عمومی در سطح ملی و مشارکت در تصمیم سازی سیاستگزاران فعالیت هدفمندی را پیگیری نماید.

اقتصاد مدرن و بنگاههای کوچک و متوسط

در نشست نخست سمینار که به ریاست آقای دکتر سیاوش مریدی کارشناس ارشد سازمان مدیریت صنعتی همراه بود، خانم »لیلیان فون شوتنباخ«(
LILIAN VON SCHUTTENBACH) استاد دانشگاه و محقق در زمینه بنگاههای کوچک و متوسط در آلمان، در مورد نقش و اهمیت بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصادهای پیشرفته سخنانی ایراد کرد. خانم شوتنباخ گفت؛

توسعه اقتصادی هر کشور تا حد زیادی به موفقیت شرکتهای کوچک و متوسط وابسته است. فعالیت این شرکتها در چند بعد مطرح است؛ در بعد اجتماعی، بنگاههای کوچک و متوسط راه پیشرفت افراد را باز می گذارند. در بعد سیاسی، این بنگاهها ساختار سیاسی را اصلاح می کنند و از تمرکز قدرت در شهرهای بزرگ جلوگیری به عمل می آورند. از لحاظ اقتصادی، بنگاههای کوچک و متوسط از عمده عوامل ایجاد شغل محسوب می شوند. از نظر فردی نیز، بنگاههای کوچک و متوسط زمینه را برای توسعه فردی و تخصصی و ایجاد افق های روشن حرفه ای فراهم می آورند.

بدین ترتیب این گروه از بنگاهها سهم بسزایی در تبدیل اقتصاد به اقتصادی رقابتی، پویا، مبتنی بر دانش و نیز توانایی رشد مداوم، ایجاد شغل، و تحکیم انسجام را دارند.

در آلمان تعریف متعارف از بنگاههای کوچک و متوسط، شرکتهای صنعتی و خدماتی هستند که شمار کارکنانشان کمتر از 250 نفر باشد. براین پایه در 19 کشور اروپای غربی (15 کشور اتحادیه اروپا ایسلند، نروژ، سوئیس و لیختنستاین) حدود 20 میلیون شرکت کوچک و متوسط با 122 میلیون نفر کارمند وجود دارد. این کشورها را با عبارت (اروپـای 19) مـــــی شناسند.

در این کشورها شرکتهای کوچک و متوسط اکثریت شرکتها را تشکیل می دهند به طوری که تنها به حدود 40960 می رسد، و از سوی دیگر دوسوم از کارکنان مزبور نیز در شرکتهای کوچک و متوسط کار می کنند.

متوسط تعداد کارکنان هر شرکت 6 نفر است. متوسط تعداد کارکنان بین 4 نفر در شرکتهای کوچک و متوسط و 1020 نفر در شرکتهای بزرگ نوسان دارد. متوسط نرخ بازگشت سرمایه »600/000 یورو« و در مورد شرکتهای بزرگ 225 میلیون یورو می باشد.

هراندازه شرکت کوچکتر باشد بازار محدودتری خواهد داشت. شرکتهای کوچک و متوسط تنها 13% از میزان بازگشت سرمایه خود را صادر می کنند و این نرخ برای شرکتهای بزرگ برابر با 21 درصد است. اما تعداد قابل توجهی از شرکتهای کوچک و متوسط کالا و خدمات به شرکتهـای بزرگ صادراتی عرضه می کنند و به همین لحاظ سهمشان در صادرات قابل توجه است.

شرکتهای اروپای 19 در مقایسه با شرکتهای آمریکایی و ژاپنی کوچک محسوب می شوند. 66% کل شرکتهای اروپایی کوچک و متوسط هستند و این رقم در ایالات متحده برابر با 46% و در ژاپن 33% است. ساختار اقتصاد آمریکا و ژاپن وسیع تر با فراوانی بیشتر شرکتهای بزرگ می باشد. میانگین تعداد کارکنان در شرکتها در اروپا 6 نفر، در ژاپن 10 نفر و در ایالات متحده 19 نفر است.

اعضاء جدید اتحادیه اروپا در دو گروه جای می گیرند: کشورهای اروپای مرکزی و اروپای شرقی و کشورهای حوزه مدیترانه (قبرس، مالت و ترکیه). این کشورها دارای تعداد قابل توجهی از شرکتهای کوچک و متوسط، به ویژه شرکتهای بسیار کوچک، در مقایسه با کشورهای اروپای 19 می باشند.

تفاوتهای بسیار زیادی از لحاظ اندازه شرکت (تعداد کارکنان) در میان کشورهای اروپای 19 و کشورهای کاندید برای عضویت در اتحادیه اروپا وجود دارد.

کمترین تعداد کارکنان مربوط به کشورهای مدیترانه (یونان، پرتغال، اسپانیا و ایتالیــــا) می شود که برابر است با بین 2 تا 5 نفر و بیشترین تعداد کارکنان در اتریش، لوگزامبورگ، هلند و ایرلند (با حداکثر 10 کارمند) می باشد.

خانم شوتنباخ درباره توسعه شرکتهای کوچک و متوسط و شرکتهای بزرگ افزود: ظرف 10 سال اخیر نرخ واقعی بازگشت سرمایه در اروپا به واسطه افزایش صادرات رشد داشته است. صادرات هر دو گروه از شرکتها سالانه 6% رشد داشته و فروش داخلی در این دوران شاهد رشد محدود بوده است و نرخ آن هم در مورد شرکتهای کوچک و متوسط و هم در مورد شرکتهای بزرگ برابر با 1/8% بوده است.

توسعه شرکتها در این دوران دارای مشخصات زیر بوده است:

بهره وری نیروی کار بااندازه شرکت همبستگی داشته است. در دهه 1990 شرکتهای کوچک و متوسط در اروپای 19 شاهد رشد بهره وری معادل 1/7% در سال بودند که کمتر از همین نرخ در شرکتهای بزرگ بود (2/8%).

نرخ رشد ارزش افزوده در دو گروه از شرکتها تفاوت چندانی نداشت. اطلاعات آماری اروپای 19 در تایید این نظر است که شرکتهای کوچک و متوسط بیشتر از شرکتهای بزرگ به ایجاد مشاغل کمک می کنند. بین سالهای 1998 و 2001 تعداد مشاغل در شرکتهای کوچک و متوسط 0/3% افزایش داشت که همین نرخ در مورد شرکتهای بزرگ منفی بوده است یعنی این شرکتها 0/1% کاهش نشان داده اند.

گستره بنگاههای کوچک و متوسط

آقای رالف گنتر(
RALPH GANTER) استاد دانشگاه مانهایم و مشاور اتحادیه اروپا در بخش دیگری از این همایش به اهمیت بنگاههای کوچک و متوسط در اقتصاد کشور آلمان اشاره کرد و چنین گفت:

نمی توان تعریف کلی و واحدی در مورد بنگاههای کوچک و متوسط ارائه داد. این شرکتها طیف وسیعی از فعالیتها را بر عهده دارند، از فعالیتهای خانگی تا کارهای تولیدی و خدماتی. اما به طور کلی، این شرکتها به دو گروه مستقل و وابسته به شرکتهای بزرگ قابل تقسیم اند. بنگاههای کوچک و متوسط از لحاظ کمیت می توانند موجب اشتغال زایی شوند و کیفیت کارشان به نوع خدماتشان باز می گردد.

اتحادیه اروپا می کوشد تا تعریفی یکسان از بنگاههای کوچک و متوسط ارائه دهد، اما بااین وجود این کوشش تاکنون به نتیجه خاصی نرسیده است. اروپایی ها شرکتهایی که کمتر از 250 نفر کارمند دارند را در طبقه کوچک و متوسط قرار می دهند که این شرکتها 90% کل شرکتهای آلمانی را تشکیل می دهند. حال اگر این تعداد را به 500 نفر برسانیم، درصد فوق به 99% خواهد رسید. بنابراین و باتوجه به نقش این شرکتها در اقتصاد آلمان باید بتوانیم تعریفـــی از این شرکتها به منظور انجام سیاست گذاریهای لازم ارائه دهیم. در حال حاضر شرکتهای تک نفره در آلمان رو به رشد است که 50% از کل شرکتهای کوچک و متوسط را تشکیل می دهند.

اکثر این شرکتها مکلف به عضویت در اتحادیه صنوف خود هستند تا فعالیتهایشان تحت کنترل باشد. از سوی دیگر وظیفه این صنوف و اتحادیه ارائه مشاوره به اعضاء و همچنین ارائه مشاوره به مقامـــات کشوری می باشد. این اتحادیه ها همچنین مجوز فعالیت صادر می کنند و در قبال فعالیتهایشان حق عضویت دریافت می نمایند.

در حال حاضر تعداد شرکتهای خدماتی نیز روبه افزایش است که 40% از کل شرکتهای کوچک و متوسط را تشکیل می دهند. این شرکتها، اعم از خدماتی و تولیدی، موجب ثبات بازار کار شده و اشتغال را افزایـــــش می دهند . این در حالی است که شرکتهای بزرگ از تعداد کارکنان خود کاسته اند.

پویش تولد و ورشکستگی بنگاهها کاملاً قابل توجه است. به طور مثال در سال 2001، 455000 بنگاه آغاز به کار کرد که از این تعداد 386000 بنگاه ورشکست شدند و رشد خالص آن برابر با 69000 بنگاه بود. تنها 40% بنگاههای جدید بیش از 5 سال عمر می کنند. عمده ترین دلایل شکست این بنگاهها فقدان تخصص لازم، بی توجهی به کار گروهی، مدیریت ناکارآمد به ویژه در زمینه های بازاریابی، فروش و تحقیق و توسعه، کمبود سرمایه و فقدان برنامــه ریزی جریان نقدینگی داخل شرکت می باشد. نرخ ورشکستگی آن عده که قبلاً در شرکتهای بزرگ کار می کرده اند و تنها به علت »بی کاری« بنگاه تاسیس نموده اند، بالاتر است.

عمده ترین دلایل تاسیس بنگاهها در آلمان عبارتند از امکانات توسعه فردی، استقلال، درآمد بیشتر، سنن خانوادگی و بیکاری. خصوصی سازی مجتمع های صنعتی بزرگ و نیاز آنها به افزایش بهره وری، موجب می شود تا بخشی از فعالیتهای خود را به شرکتهای بیرونی بسپارند و بدین طریق به ایجاد بنگاههای کوچک و متوسط جدید کمک کنند.

موفقیت شرکتهای مزبور به این بستگی دارد که بتوانند خلا موجود در بازار را پرکنند. آنها باید مشتری گرا بوده و به مدیریت کیفیت اهمیت دهند، سازماندهی کاری مناسب داشته و نیروی کار ماهر به کار گیرند. مسائل مدیریت زیست محیطی، تعاون و همکاری و حضور اینترنتی هم مهم هستند. شرایط اقتصادی - سیاسی این شرکتها نقش مهمی در تداوم فعالیتهایشان ایفا می کند.

به طور متوسط 20% از تولیدات بنگاههای کــوچک و متوسط در آلمان به خارج صادر می شود. این شرکتها قاعدتاً تنها مناطق نزدیک به خود را تحت پوشش قرار می دهند.

بنگاههای کوچک و متوسط در فرایند تغییر ساختاری

خانم دکتر فردریکه ولتر(
FRIEDERIKE WELTER) استاد دانشگاه لونبورک در شاخه مدیریت بنگاههای کوچک و متوسط، طی سخنانی در این سمینار، نقش بنگاههای کوچک و متوسط در فرایند تغییرات ساختاری اقتصادهای پیشرفته دنیا را مورد بررسی قرار داد.

وی در این باره اشاره کرد که اقتصادهای پیشرفته و در حال توسعه هر دو شاهد فرایند تغییرات ساختاری هستند که طی آن نقش اقتصادی و اجتماعی بنگاههای کوچک و متوسط متحول شده و این دسته از شرکتها با چالش های جدیدی در زمینه توسعه و رشد خود روبرو هستند.

در اقتصادهای پیشرفته تغییر ساختاری عمدتاً به توسعه اقتصادی در سطوح بخشهای اقتصادی و شرکتی اشاره دارد که نمونه ای از این مورد حرکت به سمت اقتصادهای مبتنی بر خدمات و دانش می باشد. در این چارچوب، تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی تاثیر بسزایی در توسعه بنگاههای کوچک و متوسط دارند. در بخشهای خدمات دانش مدار موانع ورود کمتر بوده و به همین لحاظ میزان ورود شرکتـــــــهای کوچک به این بخش از بازار به واسطه تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی تسریع شده است. این امر به مفهوم انعطاف نیروی کار نیز می تواند تلقی شود چون شرکتهای بزرگ فعالیتهای خود را به این بنگاهها واگذار نموده و فرصتهای جدید خود - اشتغالی در این بخشهای بازار پدید می آید.

در کشورهای در حال توسعه تغییرات ساختاری به تغییرات سیاسی و نهادسازی نیز اشاره دارد. به طور مثال، در اروپای مرکزی و شرقی، رشد بی سابقه بنگاههای کوچک و متوسط به حذف موانع تجاری در اوایل دهه 1990 باز می گردد و اینکه شرکتها اجازه یافتند در کلیه بخشهای اقتصادی فعالیت کنند. بااین حال اگرچه بسیاری از دولتها اجازه دادند که انفجار کارآفرینی رخ دهد، عوامل دیگری نیز موثر بود مانند، فرصتهای بازار ناشی از کمبود برخی از محصولات و خدمات، تقاضای بالا، رشد بی کاری و عرضه قابل توجه قابلیتهای کارآفرینی.

در سطح شرکت، تغییر ساختاری مشتمل بر حرکت از مالکیت دولتی به خصوصی است که می تواند یا از طریق فرایند خصوصی سازی و یا از طریق تاسیس کسب و کارهای کاملاً جدید صورت پذیرد. در نتیجه، سرعت شکل گیری کسب و کارهای جدید، توام با مشخصات کیفی این شرکتها و انواع موانعی که با آنها مواجهند می تواند نشان دهد که فرآیند آزادسازی اقتصادی در کدام مرحله قرار گرفته است. به علاوه، توسعه بنگاههای کوچک و متوسط تولیدکننده خـــدمات و محصولات می تواند به بازسازی بخشهای اقتصادی کمک کند. دومین عنصر، آزادسازی بازارهاست که منجر به پدیدآمدن فرصتهای کــــارآفرینی گوناگون می شود. ایجاد نهادهایی مانند بانکها و یاواسطـه های مالی سومین عنصر حائز اهمیت تلقی می شود.

کمکهای مالی به بنگاههای کوچک و متوسط

آقای »هانس ریمبرت همر« (
HANS RIMBERT HEMMER) استاد اقتصاد توسعه دانشگاه گیسن و مدیرعامل بنیــــاد توسعه بین المللی در آلمان به بررسی وضعیت فعلی زیرساختهای مالی در کشورهای در حال توسعه در جهت کمکهای مالی به بنگاههای کوچک و متوسط پرداخت.

وی در بخشی از این سمینار طی سخنرانی خود به مساله دسترسی به تسهیلات مالی در بازار رسمی اشاره کرد و چنین گفت، دسترسی به چنین تسهیلاتی در بسیاری موارد رشد بنگاههای کوچک و متوسط را بامشکلاتی روبرو می سازند. ازاین رو در این کشورها واسطه های مالی غیررسمی پدیدار می شوند و خلاء موجود را تا حدی پر می کنند. اکثر این واسطه ها وام دهندگان سنتی هستند. نقطه قوت اصلی آنها این است که می توانند نیازهای محدود مالی کارآفرینان را به سرعت تامیــن کنند. اما نقطه ضعفشـــان هزینه ایست که به خاطر ریسک بالا طلب می کنند.

به منظور افزایش سهم بخش مالی رسمی در بازار اعتباری، دولتها درصدد بر می آیند تا سیستم بانکی تخصصی همانند بانکهای توسعه صنعتی یا بانکهای کشاورزی ایجاد کنند.

وظیفه این موسسات تخصیص وامهای سوبسیدشده می باشد. بااین حال کارآیی این گروه از موسسات که بازارهای مالی را تقسیم می کنند مورد تردید می باشد.

باتوجه به این نقطه ضعف برخی از ناظرین موسسات اعتبارات خرد (
MICRO- FINANCING INSTITUTIONS) را تجویـــز می کنند. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه این موسسات در حد واسط بخشهای رسمی و غیررسمی عمل می کنند. هدف این است که منابع مالی به سمت قشرهای فقیر جامعه بویژه کارآفرینان خرد سوق یابد این امر از طریق اعطای وامهای خرد میسر می گردد. این سبک از اعطای اعتبار نه تنها به بهبود زندگی کارآفرینان خرد کمک می کند، بلکه با راه اندازی بنگاههای کوچک به تقویت اقتصاد ملی نیز منجر می گردد.

نقش بنگاههای کوچک و متوسط در ایجاد اشتغال

علل سطح پایین بودن فرایند ایجاد اشتغال در صنایع جهان و نیز سهم شرکتهای کوچک و متوسط در رقابت پذیری و اشتغال زایی محور صحبت های آقای همر در بخش دیگری از این همایش بود.

وی دلایل پایین بودن این سطح را در موارد زیر جستجو کرد:

الف - اندازه کوچک صنعت،

ب - تکنولوژی های تولیدی سرمایه بر (نیاز به اقدامات توجیهی، دلایل تکنولوژیک، تنگناهای جایگزینی، توزیع درآمد و ساختار تقاضا، ناهنجاریهای قیمت عوامل تولید)،

ج - بی توجهی به شرکتهای کوچک و متوسط (تبعیضات اداری و سیاسی و عدم دسترسی به زیرساختار).

وی گفت، بخش غیررسمی به مثابه نوع خاصی از شرکتهای کوچک و متوسط شامل، الف) تعریف بخش غیررسمی، ب) مسائل تشخیص تجربی آن (مشخصات بخش غیررسمی. فقدان پویایی های کارآفرینانه، کیفیت قراردادهای شغلی، معضل بهره وری)، ج) پی آمدهای سیاسی: قوانین و حمایتهای مناسب بهره وری در برابر تبعیض علیه بخش غیررسمی.

- نیاز به اشتغال زائی پایدار

- حمایت از شرکتهای کوچک و متوسط به مثابه ضرورت سیاست گذاری در زمینه های مالیاتی، تکنولوژی و کاربرد تکنولوژی مناسب و تحقیق و توسعه؛

- حمایت از تحقیقات و آموزش.

تشویق بنگاههای کوچک و متوسط تازه تاسیس (طرح یک تجربه)

مدیر ارتباطات شرکتی بانک دویچ آسگلیکسبنک(
AUSGLEICHS BANK) آلمان طی سخنانی، تصویری تجربی از وضعیت بنگاههای کوچک و متوسط در کشور آلمان ارایه کرد.

آقای برند اشلگل (
BERND SCHLEGEL) در این باره گفت، هم اکنون حدود 3/3 میلیون بنگاه کوچک و متوسط با حداکثر 250 کارمند در اقتصاد آلمان فعالند. این شرکتها درواقع ستون اصلی اقتصاد آلمان محسوب می شوند. این صنایع و تجار مختلف 70% کل مشاغل آلمان را تامین می کنند. 20 میلیون آلمانی از این طریق امرار معاش می کنند. ½1/2 میلیون جوان هرساله در بنگاههای کوچک و متوسط آموزش می بینند و و این شرکتها نیمی از تولید ناخالص داخلی آلمان را تامین می کنند. باتوجه به انعطافی که این شرکتها دارند قادر هستند سریعاً خود را با شرایط جهانی تطبیق دهند.

آقای اشلگل سپس به تصریح این مهم پرداخت که ماموریت بانک دویچ آسگلیکسبنک، در چارچوب برنامه اقتصادی آلمان، کمک به کارآفرینان در راه اندازی کسب و کارشان می باشد و این در واقع تنها ماموریت این بانک محسوب می شود. این بانک دارای شعبات کشوری نمی باشد و به همین خاطر با بانکهای محلی وارد قرارداد می شود تا از خدمات آنها در سطح محلی بهره گیری کند، خدماتی مثل ارزیابی درخواست وام، تخصیص وام، دریافت اقساط وام و نظارت بر اعتبارات. بدین طریق، بانک دویچ آسگلیکسبنک از تجربه بانکهای محلی بهره گیری می کند.

به منظور ارزیابی درخواست کننده وام، این بانک همانند سایر بانکها عمل نکرده و عمدتاً بر توانمندی های فرد کارآفرین متمرکز می شود. بدیهی است که کارآفرینان ماهر و واجد شرایط که دارای پروژه های دقیق و حساب شده هستند، موفق تر عمل خواهند کرد. بانک دویچ آسگلیکسبنک از این افراد رهن نمی گیرد تا بتوانند کار خود را با پشتوانه سرمایه ای قوی تر آغاز کنند.

بانک دویچ آسگلیکسبنک سیستم میکرو-وامها یا وامهای بسیار کوچک را نیز متقبل می شود. درواقع از آنجا که بسیاری از کارآفرینان درخواست وامهای محدود را دارند، این بانکها اعطاء این گروه از وام را متقبل می شوند.

آقای اشلگل تصریح کرد که نرخ موفقیت شرکتهایی که بنابر ضوابط بانک دویچ آسگلیکسبنک راه اندازی می شوند 90% است که اینان بیش از 5 سال در بازار دوام دارند.

علاوه بر ارائه تسهیلات مالی، بانک دویچ آسگلیکسبنک مشاوره مدیریتی نیز به کارآفرینان نوپا ارائه می دهد و در ارتباط تنگاتنگ با سایر نهادهای مرتبط با بنگاههای کوچک و متوسط فعالیت می کند.

آموزش مدیران بنگاههای کوچک و متوسط

سخنران آخرین نشست در روز دوم آقای رالف گنتر بود که به مسئله آموزش مدیران بنگاههای کوچک و متوسط پرداخت. وی اشاره داشت که مدیریت به مفهوم هدایت بنگاه است و هدایت یعنی سازمان دادن عوامل تولید برای رسیدن به اهداف شرکت. به رغم تعاریف متعددی که در زمینه مدیریــــت وجود دارد، به منظور رشد، بنگاههای کوچک و متوسط نیازمند مشاوره می باشند. اما مشاوره مورد نیاز این شرکتها با آنچه که در صنعت مشاوره مدیریت ارائه می شود، تفاوت دارد.

عوامل متعددی بر عملکرد مدیریت تاثیر می گذارد همانند اهداف شرکت، فرهنگ اقتصادی کشور، صنعت، قانونی بودن زمینه کاری، فرهنگ شرکت، محیط کار، شرایط قانونی، توانمندی های مدیریتی مدیران، زمینه فعالیت (داخلی و خارجی)، الزامات همکاری، حس تعلق کارکنان به سازمان، منابع تجهیزاتی، و عوامل خارجی.

باتوجـه به عوامل فوق آموزش مدیریت می باید متناسب با شرایط متنوع شرکتها طراحی شود و مهم تر از همه، می باید محدودیت زمانی مدیران را نیز در نظر گیرد.

در آلمان اتاق بازرگانی و صنعت متقبل ارائه آموزشهای مهارتی به بنگاههای کوچک و متوسط می شود. اما در کنار این نهادها بسیاری از شرکتهای مشاوره ای نیز فعالیت می کنند.

دانشگاهها نیز می توانند در امر توسعه مهارتهای مدیران بنگاههای کوچک و متوسط مشارکت فعال داشته باشند.

 

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٥
تگ ها :