نظر شما چیست(۲) ؟ - پاسخ به سوالات

سوال ارسالی توسط حدیث

سلام امیدوارم ایام به کامتان باشد

من به تازگی روی پروژه ای شروع به کار کرده ام ، تحلیل و طراحی سیستم حقوق و دستمزد یک شرکت نه چندان بزرگ، تازه کار هستم و البته مشتاق کسب تجربه در این زمینه .

سه تا اکتور دارم ، کارمندانکاربر سیستم –سیستم حضور و غیاب ، و یوزکیس های : "ورود"، "اتمام" ، "محاسبات "(که شامل محاسبه حقوق ، محاسبه عیدی، محاسبه مقرری ، محاسبه مقرری ماه او ل و محاسبه ذخیره سنوات )،و" گزارش گیری "، و یه یوزکیس دیگه که هم با کاربر هم با کارمند در ارتباط است به نام "ثبت اطلاعات کارمندان"، و یوزکیس "ارسال اطلاعات"که مربوط به سیستم حضورو غیاب است که با یوزکیس "محاسبات " رابطه include دارد.و دیگری "ویرایش اطلاعات" است . البته در مورد یوز کیس اتمام یا همان خروج ، احساس کردم وقتی ورود صورت گرفته باشه ، در پایان کار خروج هم لازم باشه ، البته نمونه مثالی هم دیدم که خروج رو به عنوان یوزکیس در نظر گرفته بودند .

دوستان جهت مشاهده بهتر دیاگرام ، تصویر را روی سیستم خود کپی کنند تا با وضوح بهتر دیاگرام را مشاهده کنند .( مدیریت )

نظر مدیریت

با سلام

به نظر مدیریت اگر شما می خواهید یوزکیس <ورود> در سیستم خود اختیار کنید باید حالت login داشته باشد . یعنی کاربر سیستم تا زمانی که وارد سیستم نشده است نباید بتواند کاری را انجام دهد . پس کاربر سیستم به واسته یوزکیس <ورود> می تواند به سایر یوزکیس ها دسترسی پیدا کند . به همین دلیل پیشنهاد من شبیه شکل زیر است . 

یوزکیس <خروج> باید شامل یک سری عملیات باشد ، که برای سیستم هنگام خروج تعریف شده باشد . مثلاً قبل از خروج BackUp گیری کند . در این مواقع وجود چنین یوزکیسی منطقی به نظر می رسد . در غیر این صورت نیازی به این یوزکیس احساس نمی شود .

در مورد روابطی که شما در دیاگرام خود استفاده نموده اید نظر شما را به چند نکته جلب می کنم .

  1. باید جهت فلش به سمت یوزکیسی باشد که  کار را باید انجام دهد . مثلاً جهت فلش در دو یوزکیس <انجام محاسبات> و <محاسبه عیدی> از سمت <انجام محاسبات> به <محاسبه عیدی> باشد .
  2. از ارتباط Association بین Actor و Use Case استفاده می شود .
  3. از ارتباط Dependency بین Use Case استفاده می شود .
  4. موقعی ما از ارتباط Generalization استفاده می کنیم که بحث ارث بری در میان باشد .

دوباره به این نکته اشاره می کنم که تجزیه و تحلیل یک امر سلیقه ای است و مطالب ذکر شده نظر شخصی مدیریت می باشد .

در پایان از کلیه دوستان دعوت می کنیم تا نظرات خود را در مورد دیاگرام ارائه شده برای ما ارسال کنند تا فرستنده دیاگرام از نقطه نظرات شما آگاه شود .

با تشکر مدیریت .

 

پنجشنبه 22 شهریور ماه سال 1386
نظر شما چیست(۱) ؟

یکی از کاربران سایت سوالی در رابطه با ترسیم Use Case دیاگرام ، به شرح زیر برای ما ارسال نموده اند . لذا دوستان می توانند نظرات خود را در این رابطه بیان کنند . نظرات بیان شده به ادامه همین مطلب افزوده می شود .

سوال ارسالی توسط بابکمن دارم یک پرو‍زه مربوط به یک سایت خرید و فروش رو تحلیل و طراحی میکنم

در قسمتی از این سایت مدیر سایت میتواند اعمالی مانند بلاک کردن کاربرو پاک کردن کاربر و... را انجام دهد.به نظر شما آیا من برای هرکدام از این اعمال می بایست یک جدا در نظر بگیرم و یا نه بیام و همه  این اعمال رو درون یک Use Case  فرضا به نام User control  قرار بدم

البته نظر خودم اینه که بیام و فرضا یکUse Case  به نام User control   داشته باشم که یک Associassion با Actor مدیر داشته باشه و بعد چند  Use Case با نام های فرضا Block user  و Delete user  بگذارم که این Use Case ها فقط با User control   از طریق رابطه extended  یا include رابطه برقرار کنند ( یعنی با Actor رابطه نداشته باشند .)

نمیدونم این نظری که من دارم درست هست یا نه؟خوشحال میشم نظر شما رو هم در این مورد بدونم

 

نظر مدیریت

دوست عزیز نظر شما صحیح است . برای اینکه ما نباید چند کار ، یا روند متفاوت را در یک Use Case قرار دهیم . در واقع هر Use Case باید یک عمل خاص را به تصویر بکشد در غیر این صورت ما مجبور خواهیم بود برای درک بهتر مسئله و تجزیه و تحلیل درست پروژه آن Use Case را به بخش های کوچکتر تقسیم کنیم .

در رابطه با موردی که شما اشاره کرده اید نظر من این است که شما یک Use Case به نام < ورود به سیستم کنترل > داشته باشید که از آنجا بتوانید به Use Case های بلوکه کردن و حذف کردن و سایر موارد کنترلی دسترسی داشته باشید . نظر من چیزی شبیه شکل زیر می باشد .

البته این مطلب را دوباره یادآور می شوم که تجزیه و تحلیل یک امر سلیقه ای است . امکان دارد نظر یکی دیگر از دوستان ، غیر از نظر من باشد لذا نمی توان گفت که نظر نفر اول کاملاً صحیح است یا نظر نفر دوم .

اگر دوستان در این رابطه نظر دیگری دارند بیان نمایند تا دوست عزیزمان به جمع بندی بهتری برسد .

 

 نظر دهنده : آقای احسان محمودی

سلام
این امر باعث نمیشه که تعداد Use case ها خیلی افزایش پیدا کنه ؟
مطمئنا هرچه تعداد use case ها افزایش پیدا کنه Complexity زیادتر  میشه
یا در این حالت  Use case ها خیلی کوچک می شوند

------------------------------------------------------

پاسخ مدیریت

دوست عزیز از لطف شما بسیار سپاسگذارم .

اما شما توجه کنید که Use case های گفته شده از قسمتهای اصلی بخش مدیریت می باشند و هر کدام امکان دارد که دارای چندین حالت باشد . به نظر من باید برای هرعمل مستقلی در سیستم یک Use case تعریف کرد

نظر دهنده : حدیث سلام
البته این سوال من هم هست ،اینکه تا چه حد باید وارد جزئیات شویم . بهتر نیست یه یوزکیس کنترلی داشته باشیم ،به عنوان مثال  در مورد سیستم "حقوق و دستمزد " که من روی اون کار می کنم ،اگر قصد داشته باشیم اینگونه عمل کنیم ، در این صورت باید اعمالی مانند " حذف کارمندان ، درج ، ویرایش، ویرایش قسمت وام ، ویرایش حکم ها ، و ...را قرار بدیم که تعداد یوزکیس ها زیاد می شه.
پاینده باشید  ------------------------------------------------------

پاسخ مدیر

با تشکر از لطف شما نسبت به این قسمت وبلاگ .

برای این موضوع که ما تا چه اندازه وارد جزئیات شویم بسته به نوع پروژه و موارد درخواستی کارفرما دارد . من هم موافقم که دیاگرام ما با کمترین یوزکس باشد ، چون به راحتی می توان دیاگرام را خواند و روال کار را درک کرد . اما این نکته را نباید فراموش کنیم که کلی گویی زیاد نیز باعث ابهامات در دیاگرام ما می شود . ما اگر از دیدگاه ویژوالی به مثال شما نگاه کنیم ، متوجه می شوید که قسمت های ویرایش ، ویرایش وام ، وایرایش حکم و ... همه در اصل یک کار را انجام می دهند و در نهایت برنامه تولید شده یک منوی مشابه برای این قسمت ها دارد ، لذا ما می توانیم همه آنها را در یک یوزکیس قرار دهیم . ولی در اعمال دیگری مثل " حذف کارمندان " روند کار متفاوت است . به همین علت من عقیده دارم که باید در یک یوزکیس جداگانه بررسی شود .خانم محترم Use Case دیاگرام شما را هم به زودی آماده و برای بررسی بیشتر در وبلاگ قرار می دهم . آنجا بیشتر در مورد پروژه شما بحث می کنیم .موفق باشید

 

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱
تگ ها :