خوکشی

خودکشـــــــی

افزایش آمار خودکشی در جهان، امروزه یکی از معضلات جوامع جهانی است.خصوصا جوامع توسعه یافته و در حال توسعه،جوامعی که با دادن رفاه و تکنولوژی و... مواهبی چون آرامش،هویت و نوع دوستی را از انسان درمانده این قرن گرفته است.

خودکشی تلاشی آگاهانه به منظور خاتمه دادن به زندگی شخص توسط خودش می‏باشد که ممکن است این تلاش به اقدام تبدیل گردد یا فقط به شکل احساسی در فرد بماند.

تعریف خودکشی
خودکشی به عنوان یک رفتار، مرگی است که به دست خود شخص انجام می‏گیرد. به گفته اشنایدمن ”خودکشی عمل آگاهانه آسیب رساندن به خود است که می‏توان آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان نیازمندی دانست که برای مسئله تعیین شده او این عمل بهترین راه حل تصور می‏شود.“
بر مبنای تعریف مرکز مطالعات انستیتو ملی بهداشت روانی آمریکا، خودکشی تلاشی آگاهانه به منظور خاتمه دادن به زندگی شخص توسط خودش می‏باشد که ممکن است این تلاش به اقدام تبدیل گردد یا فقط به شکل احساسی در فرد بماند. این تعریف سه شکل مختلف این پدیده را مطرح می‏کند.
۱) خودکشی به اتمام رسیده: به معنی عملی موفق که منجر به مرگ شود.
۲) اقدام به خودکشی: به عملی ناقص گفته می‏شود که به مرگ منتهی نگردیده است.
۳) افکار و تمایلات خودکشی: فکر و یا تمایل به خودکشی است که در ذهن فرد وجود دارد ولی به مرحله عمل در نیامده است.
آمارهای سازمان جهانی بهداشت، نشان می‏دهد که سالیانه حدود چهارصد هزار نفر به دلیل خودکشی موفق جان خود را از دست می‏دهند. خودکشی در ردیف دهمین علت مرگ و میر برای تمام سنین در بیشتر کشورهای جهان است. در حالیکه آمار مرگ میر بیماران خودکشی کرده در بین مردان سه برابر بیشتر از زنان است، ولی زنها چهار برابر بیشتر از مردها اقدام به خودکشی می‏کنند.
● علل خودکشی
در زمینه علل خودکشی طبقه بندیهای متعددی وجود دارد، در این‌جا به یکی از این طبقه‌بندی‌ها اشاره می‌شود.
۱) علل آسیب شناختی- روانی شامل بیماریهای جسمی، بیماریهای روانی همچون افسردگی.
۲) علل اقتصادی شامل بیکاری، مشکلات اقتصادی، اخراج شدن از کار ورشکست شدن و از دست رفتن پایگاههای اجتماعی.
۳) علل عاطفی شامل شکست در عشق، از دست رفتن شخص مورد علاقه، مرگ یا بیماری خطرناک یکی از نزدیکان، درگیریها و اختلالات خانوادگی.
● عوامل پیشگیری کننده خودکشی
بر اساس نتایج بررسیهای مختلف می‏توان به برخی از عوامل پیش گویی کننده خودکشی اشاره کرد. بین خصوصیات همراه با خطر بالای خودکشی می‏توان از سن بالای ۴۵ سال، جنس مذکر، الکلیسم، خشونت و تحریک پذیری، از دست دادن سلامت جسمی، افسردگی و بستری شدن قبلی در بیمارستان روانی نام برد. هم‌چنین اقدام و مبادرت قبلی به خودکشی، به عنوان یک ملاک قوی برای احتمال بروز مجدد خودکشی به شمار می‏رود. آشکارترین هشدار در خودکشی ابراز تمایل مستقیم است. بررسی‏ها نشان می‏دهد که تقریباً بیش از دو سوم کسانی که خودکشی می‏کنند قبلاً قصد خود را با دیگران در میان گذاشته و آنها را به انجام آن تهدید می‏نمایند. بنابراین یکی از راه‌های موفق پیشگیری از خودکشی توجه به ابراز این فکر از طریق دیگران کمک به حل مشکل آنان و راهنمایی آن‌ها جهت مراجعه به روانشناس یا روانپزشک است.
● شیوه‏های مقابله با خودکشی
درمان افراد اقدام کننده به خودکشی عبارتست از:
۱) مشاوره، راهنمایی و حمایت فرد
۲) آموزش و درمان حل مسأله‏ای
۳) روان درمانی فردی
۴) مداخله خانوادگی
۵) گروه درمانی
۶) درمان دارویی
۷) بستری کردن در بخش بیماران روانی
مهارتهای حل مسأله به فرد این امکان را می‌دهد که با بررسی راه‌حل‌های مختلفی که در پیش‌رو دارد، یکی آز آن‌ها را مؤثرتر تشخیص داده و در جهت حل مشکل آن را به‌کار بندد. به‌یاد داشته باشیم که خودکشی می‌تواند یک راه‌حل باشد، اما بدترین و آخرین راه حل مشکل است. همیشه برای حل همه مشکل‌ها راه‌حل‌های بسیاری ساده، ارزان و آبرومندانه وجود دارد که باید به آن‌ها فکر کنیم و با کمک مشاور آن‌ها را پیدا کنیم.

کسی که حرف خود کشی را می زند به آن عمل نمی کند . اینطور نیست این یک باور غلط است . متخصصین بهداشت روان ( روانپزشک ، روانشناس) همیشه حرف بیمار را جدی می گیرند.

خود کشی به معنای خاتمه زندگی به دست خود فرد است ، اگر کسی دست به خود کشی بزند ولی زنده بماند به این رفتار اقدام به خود کشی می گوئیم. در حال حاضر در جهان بیش از یک میلیون نفر در سال خود کشی می کنند و ۲۰ – ۱۰ میلیون نفر دست به خود کشی می زنند . در غرب ( مغرب زمین) قربانیان اصلی خود کشی مردان مسن هستند. در ایران قربانی اصلی زنان جوان می باشند. نکته بسیار مهم اینست که خود کشی در بسیاری از موارد قابل پیشگیری است.
● باور های غلط درباره خود کشی :
▪ کسی که حرف خود کشی را می زند به آن عمل نمی کند . اینطور نیست این یک باور غلط است . متخصصین بهداشت روان ( روانپزشک ، روانشناس) همیشه حرف بیمار را جدی می گیرند.
▪ افراد خود کش افراد ضعیفی هستند یا ایمان ندارند . کسی که خود کشی می کند در بسیاری از موارد دچار بیماریهای روانپزشکی از جمله افسردگی است، بنا براین ما با بیمار طرف هستیم و نه آدم ضعیف یا بی ایمان و بیمار نیاز به درمان دارد.
● علل خود کشی :
۱) بیماریهای روانپزشکی مثل افسردگی اساسی ، اختلال دو قطبی، الکلیسم، اعتیاد.
۲) علل اجتماعی فرهنگی شامل تقلید، تحت تاثیر قرارگرفتن رسانه ها، ور شکستگی ، بیکاری ، اپیدمی خود کشی.
۳) علل روانشناختی : شکست در عشق، کنکور یا هر شکست دیگر، استرس ها ( اختلافات زنا شویی)
عوامل پیشبینی کننده ( پیش گوئی )خود کشی:
جوان، متاهل و زن سن زیر ۳۰ سال سابقه قبلی اقدام به خود کشی ، سابقه خانوادگی خود کشی ، افسردگی، احساس درماندگی و بی کسی ، تهدید یا ابراز خود کشی ، اعتیاد .
● چطور حدس بزنیم عزیز ما در معرض خطر خود کشی است؟
▪ اگر اخیرا" حرف از مرگ و مردن می زند و می گوید زندگی به چه درد می خورد ، آخرش که چی ، آخرش که باید رفت، آخرش که همه می میرند، ایکاش می مردم ، مرگ بهتر از زندگانی، خوش به حال آنهایی که مردند.
▪ اگر به تازگی رفتار شخص عوض شده ، کم حرف و ساکت شده ، مرتب توی فکر یا توی خودش است، به تازگی خیلی مهربان شده است، اشیاء خود را می بخشد.
▪ اگر تهدید به خودکشی کرده یا درباره خود کشی حرف می زند.
به سخنان او با دقت و همدلی گوش کنید مبادا اورا نصیحت کنید به او بگوئید درک می کنم که در موقعیت سختی گیر افتاده ای نگوئید مگر دیوانه شده ای ! مگر بچه ای! مگر می خواهی بری جهنم، جواب خدا را چی می دهی؟ بیماری افسردگی که از علل اصلی خود کشی است قابل پیشگیری و درمان است. حتما" فرد را به روانپزشک یا روانشاس معرفی کنید خودتان هم با او نزد دکتر بروید اگر فرد از مراجعه به دکتر خودداری کرد خودتان به دکتر مراجعه کنیدو راه حل بخواهید به یاد داشته باشید " پیشگیری از خود کشی یک وظیفه همگانی است" ، فرد خود کش نباید تنها بماند و در صورت توصیه روانپزشک ممکن است نیاز به بستری شدن در بخش روانپزشکی یک بیمارستان باشد.


بحران خودکشی

 آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کننده ای در زندگی مواجه شده اید، طوری که دلتان بخواهد به همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟ بسیاری از مردم در دوره ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده اند ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعاً به خودکشی عمل می کنند. بحران خودکشی تجربه ای مغشوش کننده, دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی, تعیین عوامل ایجاد کننده بحران, فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشی گرا مسائل بسیار مهم و اساسی هستند.

خود کشی مرگی است که عمدتا به دست خود شخص حاصل شود.به عبارتی خود کشی عمل آگاهانه نابود سازی به دست خود است،که در بهترین مفهوم آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان ناتوان یا نیازمندی می توان دانست که حذف خود را برای حل مسئله بهترین راه حل تصور می کند.اریک فروم در کتاب خود به نام"جامعه سالم"میگوید:بدون شک میزان خود کشی در یک جامعه معرف سطح کلی بهداشت روانی در آن جامعه است(دیکسترا1985).خود کشی با بیماریهای روانی و جسمی متعددی ارتباط دارد.اما بیشترین ارتباط را با افسردگی دارد.افسردگی پیش درآمد اکثر خود کشی هاست.80 درصد بیماران د خودکشی گرا به طور معنا داری افسرده می باشند.بیماران مبتلا به افسردگی هذیانی دارای بالاترین میزان خطر خودکشی هستند،خودکشی با سوءمصرف الکل و اسکیزوفرنی نیز رابطه دارد.افراد قاتل و دیگر کش نیز به مقدار زیادی در معرض خطر خود کشی هستندهفت بیماری سلسله اعصاب مرکزی موجب بالا رفتن خطر خودکشی می گردد:صرع،اسکلروز مولتیپل،صدمات جمجمه،حوادث عروقی مغز،کره هانتینگتن،دمانس و سندرم نقص ایمنی اکتسابیAIDS)).دو اختلال گوارشی همراه با خطر بالای خودکشی عبارتند از:زخم پپتیک و سیروز کبدی.سرطان نیز با خطر بالای خود کشی همراه است.از عوامل مربوط به بیماری و سهم آن در خودکشی و نیز اقدام به خودکشی،بی حرکتی ناشی از بیماری در کسانی است که از نظر شغلی و تفریحی تحرک برای آنها حاوز اهمیت بوده است.تغییرات منفی قیافه بخصوص در زنها و درد مزمن مفاوم نیز از این نظر مهم شناخته شده اند.

شغل به طور کلی محافظی در برابر خودکشی است.هرچه وضعیت اجتماعی شخص بالاتر باشد خطر خودکشی بالاتر است،اما نزول وضعیت اجتماعی نیز خطر را بالا می برد(کاپلان 1994)افراد حرفه ای ومتخصص که احساس مطرح شدن می کنند نسبت به افراد غیر حرفه ای از خطر کمتری برخوردار هستند.در میان حرفه ای ها بیشترین میزان خودکشی در میان افراد پلیس،موسیقیدان ها،آژانس های بیمه،وکلا، دندان پزشکان و پزشکان(به خصوص چشم پزشکان،متخصصین بیهوشی و روان پزشکان)دیده می شود.سه احتلال شایع روانی در بین پزشکانی که خودکشی می کنند عبارتند از:افسردگی،وابستگی دارویی و الکلیسم.همچنین خودکشی بین افراد بیکار شایع تر از افراد شاغل است .احساس شکست در نقش خود یکی از فاکتور های اساسی می باشد.(اسلامی نسب بجنوردی 1371،کاپلان 1994).میزان خودکشی در زنان و مردان در بین افرادی بیشتر است که طلاق گفته و بیوه شده اند.همچنین خطر خودکشی در افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است(روزنهام و سلیگمن 2001).اما در تحقیقات داخل کشور نشان داده شده که افراد متاهل بیشتر از افراد مجرد و کسانی که متارکه نموده و یا همسرشان فوت کرده خودکشی کرده اند(رنجبر 1367، اسلامی نسب بجنوردی 1371)

متخصصان خودکشی انگیزه هایی را برای این پدیده مشخص کرده اند.در اولین بررسی نوین خودکشی،امیل دورکیم،جامعه شناس فرانسوی سه انگیزه برای خودکشی متمایز کرد.او این انگیزه ها را هنجار گسستی،خودخواهانه و نوع دوستانه نامید.خودکشی هنجار گسستی بوسیله گسستگی ویرانگر در ربطه فرد با جامعه اش ایجاد می شود نظیراز دست دادن شغل،رکود اقتصادی و حتی ثروت ناگهانی.در این نوع خودکشی فرد دچار بلاتکلیفی است و قاعده این نیست که بر رفتارش حاکم باشد.خودکشی خودخواهانه زمانی روی می دهد که فرد پیوند های بسیار اندکی با دیگر همنوعانش دارد.به عبارتی خودکشی خودخواهانه آنهاییست که شخص رابطه ای قوی با هیچ گروه اجتماعی ندارد و بالاخره خودکشی دیگر خواهانه یا نوع دوستانه  به خاطر جامعه صورت میگیرد،فرد زندگی خود را میگیرد برای اینکه به جامعه خود منفعت برساند.خودکشی راهبان بودایی که در اعتراض به بی عدالتی های جنگ ویتنام خودشان را سوزاندند،یادآوری افرادی هستند که مرتکب خودکشی نوع دوستانه شدند(روزنهام و سلیگمن2001).متفکران جدید دو نوع انگیزش جدید را هم برای خودکشی در نظر گرفته اند:پایان و دستکاری.آنهایی که آرزوی پایان دارند صرفا از زندگی دست کشیده اند،پریشانی هیجانی آنها غیر فابل تحمل است و راه دیگری نمی بینند.آنها پایان مشکلاتشان را در مرگ می بینند.این نوع اقدامات خودکشی افسردگی و نا امیدی بیشتری را در بر دارند از اقدامات خودکشی دیگر مهلک تر هستند.انگیزش دیگر برای خودکشی میل به دستکاری کردن دیگری از راه اقدام به خودکشی است.برخی افراد سعی دارند با مردن، دنیایی را که باقی می ماند دستکاری کنند.برای اینکه حرف آخر را در یک مشاجره زده باشند،برای اینکه از دلباخته ای طرد کننده انتقام بگیرند و برای اینکه زندگی شحصی دیگری را به نابودی بکشند.آنچه بیشتر در این نوع خودکشی متداول است این است که فرد در نظر دارد زنده بماند،اما با جدی نشان دادن مشکل خود از کسانی که برای او اهمیت دارند تقاضای کمک می کند.این نوع خودکشی ها فریاد های آشکاری برای کمک هستند.

 از هر ده نفری که خود را کشته اند، هشت نفرآنها در مورد مقاصد خودهشدارهای صریح داده اند.

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٥