صور فلکی

صورت فلکی آندرومدا

آندرومدا یک شاهزاده در افسانه های یونان است. پدرش Cepheus شاه حبشه بود که مادر و همسرش Cassiopeia بود که او تقویت کرد که اندرومدا از Nereids که ۵۰ حوری دریایی بودند زیباتر بشود. Nereids از این کار عصبانی شدند و از پدرNereus خود خواستند که قول دریا را Cetus برای حمله به حبشه بفرستد. برای ارام کردن انها Oracle از Cepheus خواست که فقط دخترش را در نزدیکی دریا ببندد تا ثول دریا فقط اورا ببلعد. Persues پسر زیوس . Gordon Medusa (عجوزه ی مارموی)را با کمک پوشش Athene کشت به صورتی که از این پوشش به عنوان یک آیینه برای پیدا کردن جای Gordon Medusa استفاده کرد.. تمامی کسانی که به Medusa نگاه میکردند به سنگ تبدیل میشدند.ولی بازتاب Medusa اینکار را نمیکرد. بعد از پیدا کردن جا توسط Persues او سر Medusa را با شمشیر از تن جدا کرد. اسب بالدار Pegasus از روی خون Medusa پرید. Persues وقتی با کفشهای پرنده هرمس (خدای بازرگانی) بر بروی حبشه قدم میزد. آندرومدا را دید که به یک صخره در ساحل بسته شده و غول دریا به او نزدیک میشود.Perseus این غول را توسط سر Medusa به سنگ تبدیل کرد و آندرومدا را نجات داد و بعد از آن با او ازدواج کرد.آندرومدا بعد از مرگ به یک صورت فلکی تبدیل شد.
در آسمان وادین او و شوهرش و
Pegaus و غول دریا Cetus همسایگان او هستند

افسانه صورت فلکی دب اکبر

بدون شک یکی از مشهورترین ستاره های درون اسمان هفت ستاره دب اکبر هستند که آنها دم و قسمت پایین تنه خرس را تشکیل میدهند و بقیه این شکل این خرس توسط ستاره های کم نور تر کامل میشود. دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ است.
در اسطوره های یونان خرس بزرگ به دارای دو شخصیت است.. یکی به عنوان معشوقه ی
Zeus و Adrasteia که Callisto نام داشت و دیگر به عنوان درختی که از زیوس موقعی که کودک بود نگهداری کرد. داستانهای بسیاری در مورد چگونگی تبدیل شدن Callisto به خرس بزرگ هست که ما به یکی از آنها میپردازیم. معمولا Callisto را دختر شاه آرکاد (قسمتی در یونان) که Lycaon نام داشت میدانند. ولی در یک داستان دیگر او را دختر پسر این شاه(Ceteus) میدانند.
در این نسخه او ((
Ceteus) صورت فلکی هرکول است که زانو زده و دست خود را به سمت خدا دراز کرده و به او برای تبدیل شدن دخترش به خرس التماس میکند.

Callisto عضو و پیرو الهه ماه و شکار (Artemis) شد . او مانند Artemis لباس میپوشید و موهای خود را میبست. و خیلی زود به عنوان شکارچی محبوب و همراه Artemis شناخته شد. او قسم به پاکدامنی و نجابت برای Artemis خورد. یک روز وقتی Callisto در بیشه زیر سایه یک درخت دراز کشیده بود زیوس تغییر شکل داد و به او نزدیک شد(داستان کامل Ovid in Book II of his Metamorphoses) . زیوس خود را به شکل Artemis در اورد و Callisto را بغل کرد. قبل از اینکه دختر از وحشت کاری انجام دهد خود را به شکل واقعی بر گشت و به او تجاوز کرد.

یک روز گرم وقتی که گروه شکار به نزدیکی رودی رسیدند تصمیم به شکار گرفتند و
Artemis لباسهایش را در آورد و بقیه را به رودخانه راهنمایی کرد. و Callisto در کمال بی میلی لباسهایش را در آورد و شک بر امده او که نشانه ی حاملگی بود نمایان شد.Artemis او را رسوا کرد و از گروه خود اخراج کرد.

بدترین زمان موقعی بود که او پسری به نام
Arcas به دنیا آورد . هرا همسر زیوس که شوهر خود را میشناخت و این مسیله را فهمیده بود تصمیم گرفت که انتقام بگیرد. Hera موهای Callisto را گرفت و روی زمین کشید. بعد از آن روی دستها و پاهای Callisto موهای سیاهای شروع به جوانه زدن کرد و دستها و پاهای او به شکل پنجه در آمدند و در آخر به شکل یک خرس در آمد.

برای ۱۵ سال او در جنگل زندگی کرد و او به شکل خرس بود ولی مغز انسان داشت.روزی گروهی را مشغول شکار دید و پسر خود
Arcas را بین آنها تشخیص داد. او سعی کرد به پسرش نزدیک شود ولی Arcas ترسید. او سعی کرد که خرس را متواری کند ولی در همان هنگام زیوس یک گرد باد فرستاد که هر دوی آنها را به آسمان برد و Callisto را به دب اکبر تبدیل کرد وArcas را به صورت فلکی Boötes تبدیل کرد.(در بعضی از داستانها او به خرس کوچک تبدیل شد)
 

افسانه اریون

اریون یکی از شناخته شده ترین صورت های فلکی هست که حتی کسانی که ستاره شناس نیستند به راحتی میتوانند آن را پیدا کنند.
طبق افسانه ی یونانی ها اریون پسر
Poseidon خدای دریا و Euryale دختر شاه Crete بود.
خدای دریا به او قدرت داد تا بتواند بر روی آب راه برود. در ادیسه, هومر او را یک شکارچی بزرگ که با یک چماق برنزی مسلح است توصیف کرده است. در آسمان دو صورت فلکی سگ بزرگ و سگ کوجک(
Canis Major and Canis Minor) او را تعقیب میکنند.

در جزیره
Chios اریون سعی در عشقبازی با Merope دختر شاه Oenopion را دشات ولی موفق نشد. یک شب وقتی که Merope شراب نوشیده بود سعی کرد که او را بدزدد. برای تنبیه شاه دستور داد که چشمهای او را در بیاورند و او را از جزیره بیرون کرد. او به سمت شمال به طرف جزیره ی Lemnos به راه افتاد و در آن جزیره Hephaestus یکی از دستیارهای خود را( Cedalion) به او داد تا نقش چچشم او را بازی کند. او به طرف شرق جایی که خورشید طلوع میکند حرکت کرد به امید اینکه طبق گفته لهام الهی چشمهای او شفا پیدا کند. با طلوع خورشید چشمهای او به طرز معجزه آسایی خوب شد.

اریون با ستاره های
Pleiades (خوشه پروین) که در صورت فلکی گاو نر قرار دارند مرتبط است.
Pleiades هفت خواهر بودند که دخترAtlas وPleione بودند. طبق یک داستان اریون عاشق Pleiades شد و آنها را تعقیب کرد زیوس آنها را دزدید و در اسمان قرار داد.. جایی که هر شب اریون به دنبال آنها هست.

داستان مرگ اریون بسایر متضاد هست.
Aratus, Eratosthenes و Hyginus عقیده داشتند که عقرب در این داستان نقشی داشته است.
روزی اریون لاف زد که بزرگتین شکارچی هست و این خبر به گوش خدای شکار
Artemis و Leto مادر الهه شکار رسید. او میگفت که میتواند هر غولی را بر روی زمین بکشد. از این حرف زمین شروع به لرزیدن کرد و شکافی از زمین بیرون آمد که از این شکاف این عقرب(صورت فلکی Scorpius و یا کژدم) بیرون آمد و اریون را نیش زد .
طبق گفته
Aratus اریون سعی داشت الهه ماه و شکار را بدزدد و این الهی باعث لرزش زیمن و بیرون آمدن عقرب شد.
طبق گفته ی
Ovid اریون هنگام نجات Leto از دست این عقرب کشته شد.
در این داستانها اریون و عقرب در دو حهت مخالف در آسمان قرار دارند و زمانی که عقرب در شرق طلوع میکند اریون به غرب فرار میکند. اریون بیچاره هنوز از گزیده شدن توسط عقرب میترسد.

 

صورت فلکی Leo یا برج اسد

صورت فلکی شیر. او در آسمان قرار دارد چون شاه حیوانات است.
او مشهور است که شیر
Nemea است و توسط Heracles کشته شد.نمیا یک شهر است در راه حنوب غربی Corinth. در آنجا این شیر در یک غار دو دهنه زندگی میکرد. او بیرون میامد و اهالی را متوقف میکرد تا انها کم یاب شدند. او یک شیر زخم نا پذیر بود. طبق بعضی از داستانها او توسط غول Typhon و یا سگ Orthrus و یا حتی بخاطر Selene خدای ماه زخم ناپذیر است. و هرکول زمانی که به او با تیرکمان شلیک میکرد نتیجه گرفت که تیرها به سادگی پایین میافتد.
Heracles گروه خود را راه انداخت و دنبال حیوانات کرد تا به درون غار خود رفتند. او یک دهنه غار را بست و به طرف دهنه دیگر رفت.او با شیر گلاویز شد و گلوی او را گرفت و خفش کرد. Heracles لاشه شیر را گرفت و بر روی شانه های شیر جشن پیروزی گیرفت.
بعد او سعی کرد با پنجه تیز حیوان پوست او را بکند و به عنوان ردا استفاده کند. در این هنگام شیر یک حرکت سریع کرد و خود را در بالای سر
Heracles جای داد و باعث شد که Heracles بیشتر از همیشه بترسد.


 Aries و یا برج حمل

Phrixusو خواهرش Helle فرزندان شاه Athamas (منطقه Boeotia) و همسرش Nephele بودند. ولی متاسفانه بعد از مدتی Nephele مرد و Athamas یک زن دیگر گرفت.(دختر شاه Cadmus منطقه )Thebes). اسم این زن Ino بود.
از آنجایی که
Ino نمیتوانست این دو بچه را تجمل کند تصمیم به نابودی آنها گرفت.
اولین کار او این بود که مریضی را بین دانه ها و محصولات پخش کرد برای همین در هنگام درو هیچ محصولی نبود. وقتی شاه کسی را به معبد دلفی فرستاد تا از خدایان دلیل این مطلب را بپرسد
Ino به آن پیک رشوه داد که جواب را به این شکل بگوید
که خدایان گفتند او باید فرزندان خود را قربانی کند تا این مشکل حل شود. شاه در مورد این مسیله تردید داشت ولی بعد با اصرار روحانی های اون موقع قبول کرد.

Athamas بچه ها را به نزدکی ترین کوه بلند برد تا در آنجا آنها را قربانی کند. ولیNephele از آسمان آنها را نگاه میکرد و از خدایان خواست که آنها را نجات دهد. خدایان یک قوچ طلایی فرستادند تا بچه ها را به جای امنی ببرد. این قوچ همونAries است.
چند دقیقه قبل از مراسم قربانی کردن این قوچ رسید و
Phrixus وHelle بر پشت او پریدن و فرار کردند. قوچ آنها را به سمت آسیا برد. زمانی که قوچ بر فراز دریای سیاه پرواز میکردHelle افسار را از دست داد و از آن بالا به کانال بین دریای سیاه و مدیترانه افتاد. این کانال که Dardanelles نامیده میشود توسط یونانیها Hellespont نامیده میشود.

نزدیک به شوروی قدیم
Phrixus اقوچ را برای زیوس قربانی میکند. و پوست طلایی او را به صورت کادو به پادشاه آن سرزمین میدهد.و آن شاه در قبالش با درخواست ازدواج او با دخترش موافقت میکند. بعد از آن این پشم طلای توسط یک اژدها و یا مار بزرگ( صورت فلکی حیه) محافظت میشود.

 صورت فلکی
Pisces و یا برج حوت

صورت فلکی حوت نشان دهنده Aphrodite الهه عشق و زیبایی و پسرش Eros (
cupidدرافسانه‌های رومی) است.
این افسانه جایی شروع میشود که غول
Typhon شروع میکند خدایان قدیمی تیتان را از بین بردن و نابود کردن و Aphrodite وپسرش Eros سعی میکنند فرار کنند و در انبوه نی ها در نزدیکی رود فرات مخفی میشوند. در اینجا دو داستان هست. یکی اینکه دو ماهی آمدند و به آنها کمک کردند تا به جای امنی برسند و یکی دیگه اینکه او دتا خود به شکل ماهی در آمدند و در رود فرات پریدند.همینجور که در عکس میبینید این دو ماهی با یک طناب به هم وصل هستند. بعضی ها میگویند که Aphrodite با طناب بچه اش را به بدنش بسته تا در این فرار گم نشود

 

افسانه Pegasus یا اسب بالدار و یا ذوالجنا

تولد اسب بالدار داری دو داستان هست. یکی زمانی که Perseus زن مارموی را کشت(افسانه آندرومدا) خون این عجوزه به دریا ریخت و از کف و حباب دریا اسب بالدار بیرون آمد. و داستان دیگر این است که زمانی کهPerseus آن غول را کشت از بدن آن غول این اسب با یک جنگجو به نام Chrysaor که شمشیر طلای را حمل میکرد بدنیا آمد.
او سمبل اسب شعر و هنر است

 

صورت فلکی Cygnus

یکی از اینها مربوطه میشود به اطوره ی زیوس و لدا(Leda) ملکه اسپارتا. او زنه بسیار زیبایی بود و زیوس هرچه تلاش برای بدست اوردن عشق او کرد موفق نشد. زیوس خود را به شکل یک قو در آورد و این قو انقدر زیبا بود که لدا عاشق او شد و بعد از آن لدا تخم گذاشت  و از این تخم دو بچه بسیار زیبا بدنیا آمدند که یکی Polydeuces و دیگیری هلن است . این صورت فلکی برای جشن گرفتن برای این قوی زیبا بوجود آمد

داستان دیگر این است که این قو پسر نپتون  Cionus است که توسط آشیل خفه شد و نپتون برای جادانه نگه داشتنش او را به صورت یک قو در آورد و در آسمان جا داد.

صورت فلکی سرطان یا خرچنگ و یا Cancer

طبق افسانه های یونان باستان صورت فلکی سرطان توسط هرا در آسمان قرار گرفت. هرا که از عشق بازی زیوس شوهر خود با Alcmene مادر هرکول خشمگین شده بود تصمیم گرفت که هرکول را به هر تریتیبی که شده بکشد. او خیلی سعی کرد که هرکول را بکشد ولی همیشه شکبت میخورد.بعد از مدتی هرکول یک گناه بسیار بزرگ مرتکب شد و برای بخشوده شدن  باید دوازده کار سخت را انجام دهد. یکی از این کارها از بین بردن مار غول پیکر ( نج.) صورت فلکی حیه (Hydra)بود این مار وقف شده ی هرا بود.در هنگام جنگ هرکول با Hydra  هرا این خرچنگ غول پیکر را فرستاد تا کمک Hydra باشد. جنگ سختی در گرفت و مار نه سر پاشته پای هرکول را زد. ولی به خاطر قدرت بسیار زیاد هرکول  او با پایش خرچنگ را له کرد.

هرا برای قدردانی از این خرچنگ نقش او را در آسمان قرار داد.

صورت فلکی مار نه سرHydra

مردم یونان عقیده داشتند که روی بدن زیوس عکس این مار ۹ سر قرار دارد.

مردم شهر Lerna توسط این مار نه سر فنا ناپذیر قتل عام شدند. سرهای این مار اگر قطع میشد به جایه آن سر جدیدی در میامد. و اگر کسی به او نزدکی میشد از نفس زهرآگین او میمرد. او در زیر یک درخت در نزدیکی یک مرداب زندگی میکرد.

این صورت فلکی یکی از دوازده کاری بود که هرکول باید برای مورد عفو واقع شدن انجام میداد. او با کمک برادر زاده خود Iolaus  این کار را انجام داد به طوری که زمانی که هرکول یکی از سرها را قطغ میکرد Iolaus  جای سر را داغ میکرد و اجازه نمیداد سر جدیدی درست شود. زمانی که هرکول این جانور را کشت و خبر پیروزی خود را به شاه  Eurytheus داد شاه به او گفت که این یک پیروزی واقعی نیست چون از برادر زاده خود کمک گرفته است.

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٧
تگ ها :