پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه اقبال لاهوری(2) / قادر فاضلی

پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه اقبال لاهوری(2) / قادر فاضلی

دین و دنیا در نظر پیامبر اکرم (ص)
یکی از مسائل همیشه مطرح تاریخ بشری مسأله دین و دنیا و ارتباط آن با یکدیگر بوده است. متأسفانه عموماً در این خصوص راه افراط و تفریط طی شده است. عده ای به طرف دنیا رفته و همه چیز را از دریچه دنیا دیده اند و آنگونه در امور دنیوی غوطه ور گشته اند که آیین و دین را به طور کلی فراموش کرده اند.
عده ای دیگر آنگونه در امور دینی غرق شده اند که گویی دنیایی وجود ندارد. با تقبیح دنیا و ترک امور دنیوی و عزلت گزیدن خود را از نعمت های آن محروم ساخته اند. انسانها در این خصوص به سه دسته کلی تقسیم می شوند:

نظرات مختلف در این زمینه:
الف) غیر دینداران
اینان کسانی هستند که به اصل دین معتقد نبوده و جز مادیات چیزی از زندگی نفهمیده اند مانند ماتریالیستها و زنادقه و افراد غیر معتقد به معنویت.

ب) دینداران دنیازده
اینان کسانی هستند که به امور دینی خصوصاً اصول دین مانند توحید و معاد و نبوت و حساب و کتاب و قرآن یا هر کتاب آسمانی دیگر مانند تورات و انجیل و صحف الاهی معتقدند ولی اعتقادشان در حد احترام زبان و در مواردی در حد عمل به اعضا و جوارح نیز بوده است.
از میان ادیان الاهی شاخص ترین پیروان ادیان در این خصوص قوم یهود است که همیشه از دین استفاده ابزاری کرده و هیچگاه به خاطر دین از دنیا گذشت نکرده اند.
قرآن کریم آیات زیادی در این خصوص دارد، مثل:
ولتجدنهم احرص الناس علی حیوة و من الذین اشرکوا اقود احدهم لو یعمر الف سنه
(و آنها را [یهود] حریص ترین انسانها بر زندگی در دنیا می یابی و عده‌ای از آنان که شرک ورزیده اند، دوست دارند که هزار سال زندگی کنند.
در خصوص دشمنی یهود با مومنینی که دستورات الاهی را اجرا می کنند و همانند آنها دنیاپرست نشده اند قرآن می فرماید:
لتجدن اشد الناس عداوة للذین امنو الیهود
(و یقیناً یهود را شدیدتربن دشمن می یابی نسبت به کسانی که ایمان آورده اند.)

ج) دینداران دنیاگریز
اینان کسانی هستند که همت اساسی خود را مصروف دین کرده و به انجام فرائض دینی پرداخته و از دنیا در حد زنده ماندن و قدرت عبادت کردن استفاده کرده و مازاد بر آن را جایز نمی دانند.
البته در فرقه های غیر دینی عرفانی مانند بعضی از فرق هندی و بودائی و... نیز این شیوه بوده است که ما در مقام بیان آنها نبوده و تنها به ذکر فرقه های دینی می پردازیم
مسیحیت قدیم عموماً در این راستا تبلیغ کرده اند و در مقابل تبلیغات یهود بوده اند. ناگفته نماند که در مرحله عمل مسیحیان نیز دنیادار و دنیاگریز بوده اند، اما نه در حد یهود و با حرص و ولعی که آنان داشته اند.

د) مسلمانان
مسلمانان در این خصوص عموماً به سه دسته کلی تقسیم شده اند:

1. دنیاداران افراطی
اینان با توجه به آیات قرآنی و احادیث معصومین دنیا را نعمتی از سوی خدا دانسته اند که خدا برای استفاده هرچه بهتر و بیشتر بشر آفریده است و هر انسانی خصوصاً انسان مسلمان حق استفاده دارد. به همین جهت عموماً وضع مالیشان بهتر از سایر مسلمین بوده است. البته عده ای در این زمینه زیاده روی کرده و عده ای راه وسط را پیش گرفته اند.

2. دنیاگریزان افراطی
گروهی دیگر با توسل به آیات و احادیث دیگر که در زمینه مذمت دنیا و دنیادوستی وارد شده است، از آن کناره گیری کرده و دنیاطلبی را خلاف دینداری و تعالیم اصیل اسلامی دانسته اند. از این رو به حداقلِ دنیا قانع شده‌اند.

3. میانه روها
دسته سوم میانه روها بوده اند که حد وسط را رعایت کرده اند. از نظر اینان دین و دنیا هر دو نعمت الاهی هستند که خدا برای بشر قرار داده است و هر انسانی حق دارد از آنها نهایت استفاده را نماید. ولی در عین حال باید بر موازین قوانین عقل و فطرت و دین باشد.

میل به دین و دنیا در فطرت آدمی نشانه حق استفاده او از هر دوی اینهاست که حقوقدانان گفته اند: هر میلی در انسان نشانه وجود یک نوع حقی در آن خصوص است.
آنچه مهم است، رعایت قوانین و موازین و حد اعتدال در همه زمینه هاست. این حکم علاوه بر اینکه یک حکم عقلی است، دلایل شرعی نیز بر تأیید آن وجود دارد.
آیات و احادیث مورد مدح دنیا نشان ارزشمندی آن است. ارسال رسل و انزال کتب دینی نیز دلیل بارز بر تقدس و ارزش دین بوده و دست انسان را در استفاده از هر دو باز گذاشته است.
از طرفی مذمت دنیا و تقبیح آن بیانگر نوع استفاده ناصحیح از دنیا می باشد که خداوند مردم را از این نوع استفاده ممنوع ساخته است. اکنون به چند نمونه از آیات و احادیث مربوط به مدح و ذم دنیا اشاره می شود تا معلوم گردد که جمع بین این دو گروه نصوص دینی نتیجه منطقی اش رسیدن به راه سوم (میانه روی – اعتدال) است.

بعضی از آیات قرآن دنیا را به جهت دنیازدگی بعضی از دنیاداران مذمت نموده و فرموده است:
اعلموا انما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور
(بدانید که دنیا یقیناً بازیچه و بیهوده بوده و موجب آرایش خویش و فخر فروشی میان خودتان است و زندگی دنیا جز متاعی فریبنده چیز دیگری نیست.)
فاما من طغی و آثرا الحیاة الدنیا فان الجحیم هی المأوی
(پس آنکه طغیان کرد و زندگی دنیا را اختیار نمود، یقیناً جهنم جایگاه اوست.)
در این قبیل آیات که تعداد زیادی در قرآن کریم یافت می شود، خود دنیا مذمت نشده است، بلکه رابطه ناصحیح بعضی از انسانها با دنیا مذمت شده است. زیرا اگر دنیا واقعاً مذموم بود، خداوند آن را نمی آفرید. اما استفاده غلط از دنیا، مانند فخرفروشی، طغیان و ... امری مذموم است.
عده ای دیگر از آیات به مذمت دنیا در مقایسه آخرت پرداخته و فرموده است:
بل ترءثرون الحیاة الدنیا و الاخره خیر و ابقی
(بلکه زندگی دنیا را اختیار می کنند در حالیکه آخرت بهتر و باقی تر است.)
و ما هذه الحیاة الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الآخرة لهی الحیوان
(و این زندگی دنیا جز بیهوده و بازیچه نیست و حال آنکه خانه آخرت یقیناً حیات و زندگی محض و واقعی است.)
یعنی اگر حقیقت آخرت را درک کنید، همه دنیا در مقابل بخشی از آن برای شما بیهوده و بازیچه خواهد بود. انبیای الاهی چون حقیقت دنیا و لذایذ معنوی آن را کاملاً درک کرده بودند، واقعاً دنیا را جز بازیچه و بیهوده تلقی نکردند از این رو مولانا جلال الدین آیات فوق را چنین به شعر درآورده است:
انبیا زان زین خوشی بیرون شدند که سرشته در خویشی حق بدند
جانشان چون آن خوشیها دیده بود این خوشیها پیششان بازی نمود
هر که را نور حقیقی رو نمود کی شود قانع به تاریکی و دود
وانکه باشد خفته اندر گلستان میل گلخن کی کند چون ابلهان
بابت زنده کسی کو گشت یار مرده را کی در کشد اندر کنار

قرآن کریم برای اینکه بعضی کوته نظران با دیدن چند آیه دنیاگریز نشوند و زندگی منطقی و معقول خود را کنار ننهند و بهانه دست دنیاخواران ندهند، در آیات دیگری فرموده هر چیز را برای شما آفریده ایم. بخورید و بیاشامید و لذت ببرید، ولی از اعتدال دور نشوید و به دام حرام نیفتید:
هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا
(اوست آن خدایی که هر آنچه در زمین است را برای شما آفریده است.)
در آیه دیگر می فرماید اصلاً ما زیبایی های زندگی را برای مومنین آفریدیم، غیر مومنین هم به برکت آنها می توانند از این نعمت ها استفاده کنند. اما در آخرت دیگر غیر از مومنین هیچ کس حق برخورداری از اینها را نخواهد داشت.
قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبت من الرزق قل هی للدین امنوا فی الحیوه الدنیا خالصه یوم القیمه کذلک نفصل الایت لقوم یعلمون قل انما ربی حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق
بگو، چه کسی حرام کرد، زینت خدای را که برای بندگانش خارج ساخته است و روزی های پاک را؟! بگو همه اینها در دنیا برای مومنین است و در آخرت مخصوص آنها می باشد. اینگونه است که آیات خود را تفصیل می دهیم برای قومی که می دانند. بگو یقیناً خدا فقط زشتیها را حرام فرموده است چه زشتی آشکار باشد، چه زشتی پنهان.)

در جای دیگر می فرماید: البته این زینتهای زمینی که در دسترس شماست به نوعی وسیله امتحان شما نیز هست، تا معلوم شود چه کسی خودباخته آنها شده و به خاطر زینت ها از زینت آخرین غافل نمی گردد.
انا جعلنا ما علی الارض زینة لها لبنلوهم ایهم احسن عملاً
(همانا ما آنچه از زیبایی را در زمین قرار دادیم برای این است که امتحانشان کنیم تا معلوم شود که چه کسی بهترین عمل را دارد.)

می بینیم که اگر کسی به قرآن توجه نماید، نه راه افراط می رود و نه راه تفریط. همه کج روی ها از کج نگری ها، بلکه از نانگری هاست. انسانهایی که زندگی قرآنی داشته اند هیچگاه به دام افراط و تفریط گرفتار نیامده اند.
اقبال یکی از روشن بینان و دین شناسان آگاهی است که با توجه به قرآن و عترت راه سوم را قبول کرده و به ترویج آن پرداخته است.
وی گذشته از تمسک به آیات و احادیث به سیره رسول اکرم (ص) پرداخته است. استفاده از نعمت های دنیا، تشکیل حکومت و عمران و آبادانی شهر و کشور و تشویق مردم به این امور، دلیل بارز صحت این روش است.

بر اساس حدیث مشهوری از رسول اکرم (ص) الدنیا مزرعه الآخره. (دنیا کشتگاه آخرت است) می گوید آبادانی آخرت فقط از طریق دنیا امکان دارد. زیرا دنیا درسی است برای ورود به آخرت. آنچه در اینجا می کاری، در آنجا برداشت می کنی و پیامبر اکرم (ص) بارها و بارها قولاً و عملاً این را بیان کرده اند.
در جهان آیین نو آغاز کرد مسند اقوام پیشین درنورد
از کلید دین درِ دنیا گشود همچون او بطن ام گیتی نزاد
می فرماید: هیچ کس از انبیا این امکان را حاصل نکرده اند تا چون رسول اکرم (ص) این آئین تو را آغاز نمایند. اما وی با جهاد اصغر و اکبر توانست پایه‌ی این آئین جاوید را بنا نهد و به دنیا بفهماند که دنیا وسیله‌ی خوبی برای عمران و آبادانی آخرت است.

ادامه دارد...

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸
تگ ها :