پیامبر صلح، هم عیسی هم محمد(ع) -سیدابوالحسن نواب

پیامبر صلح، هم عیسی هم محمد(ع) -سیدابوالحسن نواب

از دیرباز « تحریف» یکی از ابزارهایی بوده است که دو گروه جاهل و مغرض، آن را به کار گرفته، از آن سود می‌بردند و با تکرار آن نیز تلاش کرده‌اند موضوع تحریف‌شده را واقعیتی پذیرفته جلوه دهند.

از قرن‌ها پیش و پیش از جنگ‌های صلیبی در غرب، تلاش می‌شد که چهره پیامبر ما را مخدوش نشان داده و آن حضرت را جنگ‌طلب و به دور از صلح معرفی کنند؛ اقدامی که تاکنون نیز توسط اقلیتی در غرب ادامه دارد چنان‌که آنها به رغم آنچه راجع به تساهل و تسامح و احترام به افکار و مقدسات دیگران مطرح می‌‌کنند و حتی جامعه خود را سکولار معرفی می‌کنند، هنوز پیش‌زمینه‌های فرهنگی آنان از بین نرفته و با این‌که بین پیامبران هیچ اختلافی نیست و خداوند همه آنان را برای هدف واحد اصلاح و هدایت انسان‌ها فرستاده، آنان به تلاش در فرق گذاشتن بین پیامبران ادامه داده؛ یکی را پیام‌آور صلح و دوستی و دیگری را به گونه‌ای دیگر معرفی می‌کنند. جالب آن‌که حتی رسانه ملی کشور ما هم این باور را تبلیغ می‌کرد، بدون توجه به این امر که آنان این لقب را برای حضرت مسیح(ع)، نه برای تجلیل از آن پیامبر بزرگ الهی، بلکه در جهت تعرض به پیامبر خاتم در نظر گرفته‌اند. حقیقت تلخی که هر وجدان آگاه و هر انسان متعهدی را آزار می‌دهد و با گذشت قرن‌ها، هنوز کینه صلیبی از اذهان، پاک نشده و هنوز به جای تقویت روح دوستی، برادری و برابری و اخلاق که پایه مشترک همه ادیان الهی است، بر کوس نفاق و اختلاف و تفرقه انداختن حتی بین پیامبران می‌کوبند و هر روز با سر گرفتن فتنه‌ای علیه خاتم پیامبران، این پیامبر مظلوم و محبوب را مورد اهانت قرار داده و قلب میلیون‌ها مسلمان و آزاده جهان را جریحه‌دار می‌کنند، ولی به رغم این همه، به شهادت قرآن و اقرار آن حضرت و سیره عملی و مشهود ایشان، پیامبر ما پیامبر اخلاق، صلح، دوستی، برادری، رحمت و محبت است و زندگی سراسر رنج و مشقت او گواه این معناست و حفظ کینه جاهلی تا به امروز نسبت به آن حضرت، شاهد مظلومیت مضاعف آن گل سرسبد آفرینش است.

اکنون به اختصار درباره ویژگی‌های فوق توضیح داده می‌شود:
1ـ قرآن کریم، آن بزرگوار را رحمتی برای همه بندگان و دارای اخلاق و خلق عظیم یاد کرده ـ و این‌که اگر جمعی گرد تو جمع آمده‌اند، به خاطر سخن نرم و لین توست و اگر غیر از این بود، از تو گریزان می‌شدند ـ و گشادگی سینه و شرح صدر او را می‌ستاید ـ تا آنجا که می‌فرماید: بر او سخت ناگوار است مشکلاتی که برای شما پیش می‌آید ـ و در آیه دیگر می‌فرماید: شاید تو بخواهی جان خود را در راه هدایت آنان فدا کنی.

2ـ‌ پیامبر اکرم(ص)، هدف از بعثت خود را اکمال رسالت پیامبران دیگر الهی و در جهت تکمیل کمالات اخلاقی می‌داند و آن بزرگوار، مأموریت خود را در ادامه رسالت آنان می‌داند و سراسر قرآن کریم پر است از اعتراف و احترام و اعتقاد به پیامبران الهی گذشته و سرگذشت و رسالت آنان و نیز کتاب‌های آورده شده توسط دیگر پیامبران الهی.
3ـ سیره عملی پیامبر اکرم(ص) در طول حیات (که شاید بتوان آن را نیز معجزه آن حضرت به حساب آورد) و زندگی در بین قومی جنگجو و سرکش و در پاره‌ای موارد، بی‌عاطفه، به گونه‌ای بود که توانست از آن مردم، امتی بسازد که کینه‌جویی را فراموش کنند و در لحظات قدرت و پیروزی مانند فتح مکه هم به پیروی از آن حضرت، صلح و آرامش را سرلوحه هدف خود قرار دهند. در برخی از موارد ایمان‌آورندگان به آن حضرت داستان‌هایی را از زمان جاهلیت خود نقل می‌کردند که ایشان از ادامه بیان آن حوادث جلوگیری می‌کردند و یا به تعبیری، تحمل شنیدن آن همه وحشی‌گری و بی‌عاطفه بودن را نداشته‌اند. گریه کردن و عزاداری آن حضرت در از دست دادن فرزندشان ابراهیم و شهادت عمویشان حمزه(ع) در آن جامعه که نوعی بروز عاطفه و احساسات و نشان دادن توجهات روحی شدید آن حضرت بود، اثرات خود را در جامعه از جاهلیت درآمده مسلمان می‌گذاشت و ارتباط‌های عاطفی شدیدی که پیامبر اکرم(ص) بین مهاجرین و انصار و دیگر مسلمانان ایجاد کرد، پیامی بود بر آنانی که سعی در حفظ خشونت جاهلی خود حتی در زمان اسلام داشتند.

4ـ عقد پیمان‌های برادری میان مسلمانان
شکی نیست که با ظهور اسلام، تحول عمیقی در احکام و مقررات عربستان به وجود آمد. این تحول به علت برنامه‌ها و دستورهای جدید اسلام و مستقیما با عقاید، افکار، آداب و رسوم جاهلی در تعارض بود. برخی از این احکام را اسلام تأسیس و برخی دیگر را تأیید کرد و تغییرات و اصلاحاتی در آن صورت داد و مظاهر جاهلی را از آن حذف کرد؛ مانند کیفیت مراسم حج که مظاهر شرک از آن حذف شد.
این‌که بعضی پیمان‌های برادری پیامبر ما را همان «حلف» و پیمان جاهلی می‌دانند، بدون توجه به این‌که بدانند آنچه پیامبر ما انجام داد، برخلاف پیمان جاهلی حلف بود. در پیمان‌های پیامبر ما، رابطه بنده و مولا، ضعیف و قوی، ثروتمند و فقیر و همه با هم در یک سطح قرار می‌گرفتند و از خویشان هم به هم نزدیک‌تر می‌شدند و حتی به همدیگر وصیت می‌کردند تا آنجا که فرمودند «لا حلف فی الاسلام».

5ـ محو عصبیت قومی و قبیله‌ای
عداوت، دشمنی، حقد و کینه‌ای که از دوران جاهلیت در دل‌ها باقی مانده بود، به ویژه در میان انصار، واقعیتی بود که قرآن کریم به آن تصریح کرده است (زمانی که با هم دشمن بودید). این عداوت ساده و ظاهری نبود که با میانجیگری یک یا چند نفر برداشته شود، بلکه عمق این معضل اجتماعی به گونه‌ای بود که خداوند متعال، به پیامبر اکرم(ص) فرمود: « اگر تمام دارایی روی زمین را صرف می‌کردی، امکان انجام این عمل نبود» و خداوند این عمل پیامبر را به خاطر اهمیت و عمق و ارزش آن به خود نسبت داده است و این‌ یک کار شعاری ـ سیاسی و مقطعی نبود که در قالب لفظ و شعار خلاصه شود و همچنین، محور عصبیت به گونه‌ای که به رغم حضور طوایف و قبایل و گروه‌های مختلف در آن زمان مسلمانان امت واحده «المؤمنون اخوه» به حساب آمدند ـ ایجاد نظام‌نامه مدینه در جامعه اسلام، به گونه‌ای بود که مشخصات فردی را نفی می‌کرد. این اقدام و استقبال از هیأت‌هایی که به مدینه می‌آمدند و پذیرفتن اسلام توسط آنان و ده‌ها اقدام دیگر، معجزه جاودان پیامبر اکرم(ص) و نماد تحقق عملی فرمان‌های آن حضرت نبود، جز این‌که آن اسوه حسنه، خود تجسم عینی اخلاق، رحمت، محبت، صلح، برادری و برابری بود.

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۸
تگ ها :