رد تهمت ها علیه محمد (ص) (4) - جان دیون پورت- ترجمه: سید غلامرضا سعیدى

رد تهمت ها علیه محمد (ص) (4) - جان دیون پورت- ترجمه: سید غلامرضا سعیدى

تهمت چهارم : تقویت و ترویج از شهوت پرستى بوسیله تجویز تعدد زوجات.

تهمت چهارم که بر محمد مى‏زنند این است که او بوسیله مشروع قرار دادن تعدد زوجات شهوت‏پرستى را تشویق کرده است. تعدد زوجات بطور کلى از دوران ابراهیم ببعد در تمام مشرق زمین معمول و رایج بوده است و در صفحات بیشمارى از کتب مقدس ذکر شده است و بقسمتهائى از آن اشاره خواهیم کرد و در آن روزگارى که سادگى و صفاى زندگى بیشتر وجود داشته است این امر گناهى محسوب نمى‏شده است.
تعدد زوجات میان یونانیهاى قدیم نیز مجاز بوده است، همانطور که «پلوتارخ» این موضوع را راجع به یکدسته از جوانان ارتش ذکر کرده است، «اروپلیدس و افلاطون نیز از این موضوع دفاع کرده‏اند».
رومیهاى قدیم داراى اخلاق محکمترى بودند و هیچگاه در این باره اقدامى نکرده‏اند، گو اینکه در میان آنها ممنوع نبوده است و مارک انتونى را اولین کسى مى‏دانند، که آزادى گرفتن دو زن را بدست آورد، از آن تاریخ به بعد این امر در امپراطورى روم بخوبى معمول شد تا دوران سلطنت تئودوسیوس و هرونیوس و آرکاویوس که براى اولین مرتبه در سال 393 مسیحى آنرا ممنوع کردند.
درباره دلائل تعدد زوجات از نظر فیزیولوژى (علم وظائف الاعضاء) منتسکیو دانشمند مشهور تصریح مى‏کند که زنها در آب و هواى گرم در سن هشت سالگى و نه سالگى و ده سالگى قابل زناشوئى هستند، بنابراین در آن کشورها دوران طفولیت و ازدواج اکثراً مقارن یکدیگر واقع مى‏شوند. زنها در سن بیست سالگى پیر مى‏شوند. به همین جهت هیچوقت عقل و زیبائى د رآن واحد (در چنان مناطقى) با یکدیگر جمع نمى‏شوند. هر وقت زیبائى جلوه‏گر مى‏شود عقلى نیست، و موقعى که عقل پدید مى‏آید دیگر زیبائى از بین رفته است. هر وقت زیبائى مطالبه برترى را مى‏کند فقدان عقل جلو او را مى‏گیرد و هر وقت عقل پدید مى‏آید، دیگر زیبائى وجود ندارد. بنابراین الزاماً زنها باید در حال تبعیت بسر برند، چون عقل قادر نیست که در پیرى آن برترى را ایجاد نماید. حتى جوانى و زیبائى توأماً قادر بر اعطاى آن نیستند.
بنابراین کاملا طبیعى است که در اینگونه موارد وقتى که قانونى براى توده وجود نداشته باشد، مرد یک زن را ترک خواهد کرد و زن دیگرى را خواهد گرفت و تعدد زوجات بوجود مى‏آید.
در منطقه معتدله که زیبائیهاى زن به بهترین طرزى محفوظ مى‏ماند، و در جاهائیکه سنین بلوغ آنان دیرتر فرا مى‏رسد، سن پیرى شوهرانشان تا حدى نزدیک به همان سنین پیرى زنها است. چون زنها هنگام ازدواج، عقل و اطلاع بیشترى دارند، اگر این اطلاع و عقل فقط مولود عمر بیشترى باشد، طبیعتاً بایستى یک نوع مساواتى بین دو جنس ایجاد کند و در نتیجه قانونى که فقط به مرد اجازه گرفتن یک زن مى‏دهد حاکم و نافذ خواهد بود.
طبیعت که مردها را بوسیله نیروى عقلانى و جسمانى ممتاز قرار داده است قیود و حدودى غیر از همین قدرت و عقل برقرار ننموده است ؛ زیبائى‏ها و دلربائیهائى بزنها داده و مقرر داشته است که برترى زنها بر مردها با پایان آمدن آن زیبائیها سپرى شود. ولى در ممالک گرمسیر آن زیبائیها فقط د رآغاز جوانى احساس مى‏شود، و هیچگاه در سیر حیات (یعنى در مراحل بعدى) خبرى و اثرى از آن نیست.
بنابر آنچه گفته شد، قانونى که فقط از لحاظ صلاحیت جسمى و طبیعى اجازه ازدواج یک زن را مى‏دهد، با آب و هواى اروپا تطبیق مى‏کند نه با آب و هواى آسیا. این است آن جهت و علتى، که اسلام به آن سهولت در آسیا تأسیس شد، و با آن همه اشکالات در اروپا پیشرفت کرد. چرا مسیحیت در اروپا محفوظ ماند و بالاخره چرا مسلمین در چین آنقدر زیاد پیشرفت کردند و مسیحیها آنقدر کم؟! از (نوشته‏هاى) قیصر چنین بدست مى‏آید که پدران ما (انگلیسها) در ادوار اولیه تعدد شوهر را براى یک زن عملى مى‏کردند، بطورى که ده یا دوازده شوهر فقط زن را نزد خودشان نگاه مى‏داشتند. مبلغین کاتولیکى روم به میان این مردم بدوى آمدند، مسئله عزوبت و تجرد را تشویق کردند و نظرشان این بود که ازدواج یک زن بیوه با هر مردى در حکم تعدد شوهر است و متخلف قانوناً باید مجازات شوهر بالاخره بداشتن یک زن اکتفا کردند، و این عملى است که مورد پسند آلمانیهاى قدیم بود.
اما موضوع مشروعیت تعدد زوجات، از مراجعه به منابع اسفار زیر که در کتاب مقدس ذکر شده است، معلوم مى‏شود که این امر نه فقط مورد تصویب یهود (خداى جهودها) بوده است بلکه آنرا مبارک و متبرک نموده است (کتاب خلقت فصل 30، آیه 5 - سفر خروج آیه 21، فصل 11 - کتاب پنجم از پنج کتابى که به موسى نسبت داده مى‏شود، فصل 17 آیه 17 - کتاب شموئیل فصل اول، آیه 20-11-2-1 و باز همان مدرک فصل 29 آیه 32 و 43 و کتاب 2 شموئیل فصل 12 آیه 8 - و همان منبع فصل 5 - آیه 13 و کتاب قضاوت فصل 8 - آیه 30 ایضاً فصل 10 آیه 4 و ایضاً فصل 12 آیه 9 و 14).
«سنت گرى سوستوم» وقتى که از ابراهیم و هاجر بحث مى‏کند، مى‏گوید:
این چیزها در آن زمان ممنوع نبود به همین جهت «سنت اگوستن» اظهار مى‏کند که براى یک مرد داشتن چند زن در آنروزها عادت ناروا و ناپسندى نبود بلکه وظیفه‏اى بود که در این اوقات جز بر شهوت پرستى و عیاشى حمل نمى‏شود، زیرا براى تزیید نسل هیچ قانونى تعدد زوجات را منع نکرده است. (141)
«بونیفاس» اعتراف کننده آلمان سفلى، در سال 426 براى اینکه بداند در چه مواقعى یکنفر شوهر مى‏تواند با دو زن ازدواج کند از «پاپ گریگوار» پرسشى کرد و گریگوار در 22 نوامبر همان سال جواب داد که: «اگر زن مبتلا به مرضى باشد که صلاحیت ارتباط جنسى از او سلب شده باشد شوهر مى‏تواند زن دیگرى را بگیرد، ولى در چنان موقعى شوهر باید از هر جهت تأمین کلیه ضروریات زن را عهده‏دار باشد».
تألیفات زیادى در دفاع از تعدد زوجات حتى بوسیله نویسندگانى که معترف به مسیحیت بوده‏اند منتشر شده است.
«برنارد و اکینوس» پیشواى فرقه کاپوچین، در حدود اواسط قرن شانزدهم رساله‏اى نشر داد و بیاناتى به نفع تعدد زوجات دارد. و مقارن همان اوقات رساله‏اى براساس تجویز تعدد زوجات منتشر شد و نام حقیقى مؤلف این رساله «لیزاروس» بود که اسم مستعارى تحت عنوان» تیوفیلوس آلبوتین» اتخاذ کرده است .
«سلدن» در تألیفى بنام «او گزور هبریکا» ثابت مى‏کند که تعدد زوجات نه فقط میان جهودها مجاز بود بلکه در میان کلیه ملل دیگر نیز مباح بوده است. ولى مبرزترین مدافع تعدد زوجات جان میلتون معروف بود که در رساله‏اى بنام «تحقیق درباره فلسفه مسیحیت» در صفحه 237 پس از بیان مدارک مختلفى از کتاب مقدس در زمینه دفاع از این عمل مى‏گوید:
«بعلاوه خدا بصورت یک داستان مجازى جلوه مى‏کند که گوئى دو زن دارد یکى اهولاه و دیگرى اهولیاء». در هر حال این نوع بیان مخصوصاً با آن طول و تفصیل، حتى بر سبیل تمثیل به هیچوجه در خور مقام خدا نیست مقصود اینست که هرگاه آن عملى که مدلول آن درباره خدا ذکر شده است اگر فى حد نفسه، خلاف احترام یا شرم آور مى‏بود حتى بر سبیل تمثیل، گفته نمى‏شد.
بنابراین محمد، عملى را مشروع دانست که نه فقط محترم بود بلکه، در ادوار سابق از طرف خدا مورد برکت و رحمت واقع شده بود و در دوران جدید مشروع و محترم اعلام شد. در اینصورت، او از تهمت اینکه تعدد زوجات را تشریع کرده و در نتیجه شهوت پرستى را رواج داده است باید مصون و مبرى باشد.
از اعتراضات مهمى که علیه امر تعدد زوجات شده است، یکى این است که این امر در وضع زناشوئى موجب بروز جریانات ظالمانه‏اى مى‏شود و مساوات بین دو جنس را بهم مى‏زند، و بعشق و محبت مضر است، و باعث حسد و خشم و موجب از هم گسیختن نظم داخلى مى‏گردد.
عقیده باینکه در ممالکى که تعدد زوجات مباح شناخته شده است، دارنده حرمى که مرکب از چند زن است، قدرت ظالمانه‏اى نسبت به آنها اعمال مى‏کند، یکى از آن اشتباهاتى است که اروپائیها بواسطه عدم اطلاع از اخلاق آسیائى مرتکب مى‏شوند. در مشرق زمین هر جا که نظامات خانوادگى حکومت مى‏کند، مطلب بر عکس است و استبداد در خانواده‏هاى فقرا که محکوم بداشتن یک زن هستند رواج دارد. غالباً اتفاق مى‏افتد، در جائیکه زنهاى متعددى هستند یکنفر از آنها بر دیگران ریاست مى‏کند، و شوهر در این میانه راحت است. کسانى که آثار نویسندگان محلى مشرق زمین را مطالعه کرده‏اند، و از این راه به خصوصیات اخلاق شرقى پى‏برده‏اند، در همان نظر اول در مى‏یابند که اظهار راجع باینکه زنها در این قسمت جهان مورد ظلم و ستم داخلى واقع مى‏شوند فقط امرى است خیالى.
مستر «ات کنسن» در کتابى که بنام «عادت و اخلاق زنها در ایران» نوشته است مى‏گوید: «در انگلستان زائد براینکه تصور شده است زنها در مشرق زمین در مقابل شوهران ستمکار، على‏الاطلاق مانند برده زندگى مى‏کنند و در حرمسرا مثل اینکه در قفس باشند بسر مى‏برند، و این زندگى کمتر از حبس نیست، از اوضاع واقعى زنهاى مشرق خبرى ندارند».
ولى آن نویسنده منکر این جریان است و نشان مى‏دهد که زنهاى مسلمان چه امتیازات و اقتدارى دارند. صرفنظر از اینکه حرمسرا براى زنها محبس نیست، بلکه محیط آزادى است و با شوهر همان معامله‏اى مى‏شود که با یکنفر قاچاقچى. دقیقه‏اى که شوهر پایش را از دهلیز خانه بیرون مى‏گذارد، این فکر بذهنش خطور مى‏کند که او دیگر صاحب و آقاى منزل نیست، بچه‏ها و نو کرها فقط نظرشان بخانم بزرگ است، و در حقیقت قدرت فائقه در دست اوست. وقتى که این خانم حالش خوب باشد اوضاع از هر جهت خوب است ولى وقتى که حالش خوب نباشد، هیچ کارى صورت درستى ندارد.
میرزا ابوطالب خان یکى از اشراف ایران که بین شصت و هشتاد سال قبل از این تاریخ سفرى به انگلستان کرده و در عادات و اخلاق داخلى ما مطالعات دقیق داشته است، در رساله‏اى که بعداً نشر داده و به انگلیسى ترجمه شده است دلائلى ذکر مى‏کند و نشان مى‏دهد که زنهاى مسلمان قدرت و آزادى بیشترى دارند، و نسبت به زنهاى اروپائى از امتیازات بیشترى برخوردارند، و بکلى اظهارات اروپائیان را درباره ستمگرى‏هاى شوهران راجع به تعدد زوجات تکذیب مى‏کند و مى‏گوید:
«تا جائیکه من مى‏دانم زندگى با دو پلنگ ماده آسان‏تر است تا زندگى با دو زن».
سیاح معروف «نیبوهر» نیز همین عقیده را دارد و مى‏گوید:
«اروپائیها که خیال مى‏کنند وضع زناشوئى در میان مسلمین غیر از آنى است که میان ملل مسیحى وجود دارد در اشتباهند. من چنان اختلافى را در آسیا درک نکردم. هر قدر آزادى و راحتى که براى زنهاى اروپائى وجود دارد، زنهاى آن کشور نیز از آن برخوردارند. تعدد زوجات میان مسلمانها مجاز است، و ظرافت طبع خانمهاى ما (اروپائیان) تاب تحمل این فکر را ندارد، ولى اعراب بندرت مى‏توانند چهار زن رسمى داشته باشند و در عین حال چندین غلام نگهدارى کنند. هیچکس جز ثروتمندان شهوت پرست نمى‏تواند آنقدر زن بگیرد، و رفتار آنها (این قبیل مردان) مورد توبیخ و ملامت کلیه مردان موقر و متین است.
اشخاص متفکر و حساس در حقیقت عقیده دارند که این برترى مرد، بیش از آنچه موجب راحتى وى باشد باعث زحمت اوست زیرا هر شوهرى طبق قانون موظف است که نسبت به عیالاتش در خور شأن و مقام هر یک رفتار کند و محبت و عنایتش را با تساوى کامل نسبت به همه ابراز دارد، ولى اینها وظائفى است که انجام آن در نظر مسلمین به هیچ وجه ناگوار نیست، لیکن براى اعراب که بندرت وسایل رفاه براى آنها آماده مى‏شود رعایت این مراسم و تشریفات، خیلى گران تمام مى‏شود».
اما اینکه مى‏گویند تعدد زوجات براى عشق حقیقى و محبت و دوستى زن و شوهر مضر است، این نظریه مشکوک است، زیرا اگر عمل تعدد زوجات در این نیم کره (اروپا) مجاز و مباح مى‏بود، و طبعاً (به علت هزینه سنگینى که لازمه آنست) مخصوص افراد طبقه عالى قرار مى‏گرفت، معلوم نیست که تبادل عشق و محبت در مورد ازدواج دوم یا سوم کمتر از ازدواج اول، به صورتى که فعلا وجود دارد، جلوه مى‏کرد.
مراسم و تشریفات سرد و خنکى که در ازدواج ما (اروپائیان) معمول است از قبیل:
پول سنجاق، پول درشکه جداگانه و سایر مقرررات و مراسم که میان طبقات بالاتر معمول است باید بیشتر موجب اخلال در احساسات لطیفى گردد که مربوط به عشق پاک و بى‏شائبه است، و زنها در زندگى فعلى ما که مقرون بامدهاى گوناگون است، اکثراً بیشتر از کشورهائى که تعدد زوجات در آنجا رواج دارد، خرید و فروش مى‏شوند.
و باز اینکه تصور مى‏کنند، تعدد زوجات یکى از علل و موجبات خاموش شدن شعله عشق است باید گفت:
این بیان از همان منبع اغراض فاسدى سرچشمه مى‏گیرد که مثلا انگلستان قدیم را تنها سرزمین آزادى و سعادت مى‏پندارند !
اگر تعدد زوجات مستلزم آن همه بدگوئى، و عامل آن همه معایب و مفاسد و سرچشمه تقلیل و تخفیف در عیش و لذت مى‏بوده مطابق قاعده از شیوع آن در چنان قسمت وسیعى از جهان که تمدن و تهذیب کمتر وجود دارد بایستى کاسته مى‏شد.

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٩
تگ ها :