آیا اگر همه چیز را تحت مشیت و اراده ى الهى بدانیم، خواست و اراده ى ما تبعى و جبر

آیا اگر همه چیز را تحت مشیت و اراده ى الهى بدانیم، خواست و اراده ى ما تبعى و جبرى نمى شود؟

سوال : آیا اگر همه چیز را تحت مشیت و اراده ى الهى بدانیم، خواست و اراده ى ما تبعى و جبرى نمى شود؟ محمد رضا بهدار
جواب : تبیین شبهه: از آن جا که چیزى در جهان آفرینش بدون اراده ى خدا صورت نمى پذیرد و از قلمرو اراده ى پیشین و عمومى خدا بیرون نیست، پدیده ها و رخدادها و از آن جمله افعال آدمى، مراد خدا بوده و اراده ى ازلى بر تحقق آن ها تعلق گرفته و ناگفته پیداست که تحقق مراد پس از تحقق اراده، امرى قطعى و الزامى است، در نتیجه، فعل انسان به صورت یک رخداد، مراد خداست و تحقق آن در ظرف خود ضرورى و واجب است و این ضرورت و وجوب با اختیار سازگار نیست.[1]
پاسخ شبهه: اصل گستردگى اراده ى خدا از راه عقلى و نقلى تصدیق مى شود، ولى برخى برداشت نادرستى از این اصل کرده اند. درست است که افعال بشر، به عنوان پدیده هاى امکانى، متعلق قدرت و اراده ى خداست و آنچه مورد اراده ى تکوینى خداست، حتماً واقع مى شود، ولى باید دید اراده ى او به چه چیز تعلق گرفته است. هر گاه بگوییم اراده ى خدا بر تحقق فعلى از افعال انسان، بدون هیچ قید و شرطى (اختیار و آزادى) تعلق گرفته است، در این صورت اصل گستردگى اراده ى خدا مایه ى جبر خواهد بود، ولى اگر بگوییم اراده ى خدا چنین است که هر فعلى از فاعل آن با خصوصیت و ویژگى هایى که در فاعل موجود است صادر شود، چنین اصلى نه تنها مایه ى جبر نیست، بلکه پشتوانه ى اختیار است; زیرا او خواسته است که حرارت از آتش و رطوبت از آب، بدون اختیار صادر شود، ولى افعال اختیارى انسان با کمال حریت و آزادى از او صادر شود. بنابراین هر گاه فعل انسان به صورت جبرى از او سر زند، مراد خدا از اراده ى او تخلف مى پذیرد و محال لازم مى آید.[2]
علامه طباطبایى در مورد عدم تنافى اراده و اختیار انسان و اراده ى الهى چنین مى فرماید:
تعلق گرفتن اراده ى خدا به فعلى که از فلان شخص صادر مى شود (یعنى اراده ى خداوند در فعل فلانى دخیل است) از این جهت است که فعل اختیارى در زمان و مکان خاصى از فاعل صادر شده است، پس تأثیر اراده ى الهى در آن فعل، موجب مى شود که فعلْ اختیارى باشد; چون اراده ى خدا به فعل اختیارى تعلق گرفته، و الا اگر فعلْ اجبارى باشد، لازم مى آید تخلف اراده ى خداوند نسبت به فعل فاعل.[3]
نتیجه آن که اسناد دادن کار انسان به اراده اش با اسناد دادن آن به اراده ى الهى منافاتى ندارد; زیرا تأثیر چند علت در طول هم، در پیدایش یک پدیده، امرى ممکن است. تأثیر مترتب چند عامل طولى در صورتى است که وجود هر یک از آن ها وابسته به وجود دیگرى باشد و تأثیر اراده ى الهى و اراده ى انسان در فعل اختیارى هم طولى است; زیرا وجود اراده ى انسان وابسته به اراده ى الهى است. اراده ى انسان «جزء اخیر علت تامه» است که با اسناد وجود همه ى اجزاى علت تامه به خداى متعال منافاتى ندارد.
برخى شبهه مى کنند که چگونه ممکن است اراده ى ازلى و عمومى الهى به کارهاى ناپسند و قبیحى که از انسان صادر مى شود تعلق بگیرد؟ اگر همه چیز مطابق اراده ى الهى (اگر چه در طول آن انسان هم دخیل باشد) صورت مى گیرد پس کفر کافر و گناه و معاصى گنهکاران هم به اراده ى الهى انجام شده است؟
به طور خلاصه در جواب به این شبهه مى گوییم: اراده ى الهى بر دو قسم است:
1. اراده ى تکوینى; 2. اراده ى تشریعى.
طبق اراده ى تکوینى خدا، همه ى موجودات و از آن جمله انسان و افعال انسانى، اعم از انسان هاى صالح و کافر و کارهاى خیر و بد، همگى تحت اراده ى عمومى الهى قرار گرفته و اراده ى تکوینى خدا، مانند علم و قدرتِ او، بر همه ى کارهاى انسان ها و موجودات شمول و گسترش دارد; لکن از نظر اراده ى تشریعى خدا، کارهاى ارادى و اختیارى انسان به دو دسته تقسیم مى شوند: 1. کارهاى نیک و پسندیده; 2. کارهاى ناپسند و قبیح. از نظر محبوبیت و مبغوضیت که ملاک اراده ى تشریعى خداست، فقط دسته ى اوّل متعلق اراده ى تشریعى خداست; چون خداوند متعال براى انسان فقط طاعت و کارهاى خیر و نیک را اراده کرده که موجب هدایت و سعادت آدمى است، امّا کارهاى قبیح و زشت و ناروا، چون مبغوض خداوند است، متعلق اراده ى تشریعى خداوند نیست، زیرا موجب ضرر و خسران آدمى است.[4]
بنابراین، چون انجام یا ترک این قبایح در اختیار و اراده ى خود انسان است، هیچ کار قبیحى به خدا نسبت داده نمى شود.
امام رضا(علیه السلام) در این باره مى فرماید:
اعمال به سه دسته تقسیم مى شوند: واجبات، مستحبات و معاصى. امّا واجبات، پس به امر خداوند عز و جل و به رضایت و قضاى و قدرت و مشیت و علم خداوند است; امّا فضایل و مستحبات به امر (وجوبى) خداوند نیست، لکن به رضایت و به قضا و قدر و مشیت و به علم خداوند متعال است و امّا معاصى به امر (و رضایت) خداوند نیستند، امّا به قضا و قدر و مشیت و علم خداوند هستند، سپس خداوند مردم عاصى را عقاب مى کند.[5]
نتیجه آن که، معاصى آدمى تحت مشیت و اراده ى تکوینى خداوند هستند، لکن اراده ى تشریعى الهى شامل آن ها نمى شود و این به اختیار خود آدمى است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. رک: شیخ عضد الدین ایجى، شرح مواقف، ج 8، ص 156.
[2]. رک، جعفر سبحانى، جبر و اختیار، به نگارش و تنظیم على ربانى گلپایگانى، (انتشارات مؤسسه امام صادق(ع)، ج اول، 1381)، ص 113 ـ 114.
[3]. محمد حسین طباطبایى، تفسیر المیزان، (انتشارات اسماعیلیان، چ پنجم، 1371)، ج 1، ص 109.
[4]. ر.ک: على ربانى گلپایگانى، ایضاح المراد فى شرح کشف المراد، (انتشارات مرکز مدیریت حوزه ى علمیه، پاییز 82)، ص 223 و 224.
[5]. شیخ صدوق، التوحید، (مؤسسه نشر اسلامى) باب قضاء و قدر (باب 60)، حدیث 9، ص 370.

  
نویسنده : ali gooliof ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٩
تگ ها :