شیطنت با تفنگ سر پر

پدر خدابیامرزم یک تفنگ داشت که به آن سرپر می گفتند یکبار من آن را برداشتم و چون دیده بودم ویاد گرفته بودم که بابا چطور آن تفنگ را پر می کرد تصمیم گرفتم که تفنگ را پر وآماده تیراندازی کنم . تفنگ را پراز باروت کردم و شن وسنگریزه هم در آن ریختم وبافشار کهنه زیادی را داخل لوله گذاشتم بعد چاشنی هم اضافه کردم تا آماده تیراندازی شود . آنقدر لوله را پرکرده بودم که از نوک لوله تفنگ فقط 10سانت خالی مانده بود بنابراین نمی شد آن را خالی کرد . بعد ازاینکه بقیه از مشکل با خبر شدند نمی دانستند که چطور باید تیرش را خالی کنند . خالی کردن تفنگ بخاطر باروت زیاد خطرناک بود چون ممکن بود هم خود تفنگ بترکد و هم کسی را که تفنگ در دستش بود بسوزاند.

تفنگ سر پر

چه باید کرد وچه نباید کرد ... تفنگ را به یک درخت توت بستند وماشه تفنگ را درست کردند و به آن نخی را بستند و نخ را تا پشت یک دیوار کشیدند وخودشان هم پشت دیوار پناه گرفتند . نخ را که کشیدند تفنگ با صدای بلند و وحشتناکی خالی شد که خوشبختانه تفنگ سالم ماند ....

منبع: http://asbek.blogfa.com/post-188.aspx

/ 0 نظر / 13 بازدید